uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

خواهر هری پاتر

خواهر هری پاتر

Kanalga Telegram’da o‘tish

روزمرگی‌ها، زیبایی و زشتی‌ها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دست‌سازه هام: https://t.me/Akaycandle

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
858
Obunachilar
-124 soatlar
-107 kun
+41730 kun
Postlar arxiv
مامان شماام وسط تابستون و گرما آش میپزه؟ :)
مامان شماام وسط تابستون و گرما آش میپزه؟ :)

کاش میتونستم این ۷۲ ساعت، بدون خستگی یکسره درس بخونم و کار کنم و هیچی نفهمم تا تموم بشه :)

به دوستم گفتم ۱۰م بریم ماه گردالو و آبی رو ببینیم... ۱۱م امتحان دارم، و هنوز حتی نمیدونم کی میتونم برگردم واسه امتحان

فکرکنم فقط یک هفته خواب و تفریح بتونه این حجم از خستگی رو از بدنم بیرون کنه :): که تا ۱۶ مرداد نه خواب خوبی دارم و نه تفریح خاصی! تهش اینه بریم دور میدون امام یه بستنی یا آب طالبی بخوریم و برگردیم

چه پخت و پزی داریم امروز به به 🤭
چه پخت و پزی داریم امروز به به 🤭

و ۵ روز بعد از شبی که انبار نفت های تهران و کرج رو زدن...
و ۵ روز بعد از شبی که انبار نفت های تهران و کرج رو زدن...

هممون زیر یه آسمون بودیم...
هممون زیر یه آسمون بودیم...

این آتش‌بس کی نقض میشه؟ کاش ماها رو هم در جریان بذارن

خیلی وقتا بود که خونه لرزید ولی همیشه دلم میلرزید... برای عزیز راه دورم، برای خانواده‌م، برای همه ی کسایی که الان دیگه نیستن.
خیلی وقتا بود که خونه لرزید ولی همیشه دلم میلرزید... برای عزیز راه دورم، برای خانواده‌م، برای همه ی کسایی که الان دیگه نیستن...

Repost from Nafisjournal
چه روزها و شب‌هایی... اولین روز جنگ وقتی هنوز اینترنت قطع نشده بود ولی نمیشد تماس گرفت...
چه روزها و شب‌هایی... اولین روز جنگ وقتی هنوز اینترنت قطع نشده بود ولی نمیشد تماس گرفت...

بعد از خیلی روز فست‌فود کنار خیابونی سلام بر معده درد و حالت تهوع 🥲🥸
+1
بعد از خیلی روز فست‌فود کنار خیابونی سلام بر معده درد و حالت تهوع 🥲🥸

فامیلی‌م رو استاد حفظ شده قشنگ و کامل :) خدا بخیر بگذرونه

خلاصه اینطوری کیس جالب زیاد بود، ولی نمیشه تعریف کرد...

مریضاام خیلی خوب و آروم بودن. یه پیرمرد گوگولی میگفت شما قراره همتون پزشک بشید؟ :))))

دیگه رفتیم و رزیدنت اومد
دیگه رفتیم و رزیدنت اومد

تااااا ساعت ۷.۵ که باز گوشیم آلارم زد و قطع کردم ولی خواب و بیدار بودم و وقتی چشمامو باز کردم ۸:۲۰ بود دیگه پاشدم رفت بیمارستان بخش قلب بودیم امروز 🫠❤️

گوشی هم اتاقیم دم اذان شروع کرد به آهنگ امام رضا پخش کردن :) و من حس میکردم مردم و دارم به سمت ملکوت اعلی حرکت میکنم جالبیش اینه که خودش بیدار نمیشد! ولی بقیه بیدار شدن :) و کلا بد خواب شدم