خواهر هری پاتر
رفتن به کانال در Telegram
روزمرگیها، زیبایی و زشتیها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دستسازه هام: https://t.me/Akaycandle
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
858
مشترکین
-124 ساعت
-107 روز
+41730 روز
آرشیو پست ها
کاش میتونستم این ۷۲ ساعت، بدون خستگی یکسره درس بخونم و کار کنم و هیچی نفهمم تا تموم بشه :)
به دوستم گفتم ۱۰م بریم ماه گردالو و آبی رو ببینیم...
۱۱م امتحان دارم، و هنوز حتی نمیدونم کی میتونم برگردم واسه امتحان
فکرکنم فقط یک هفته خواب و تفریح بتونه این حجم از خستگی رو از بدنم بیرون کنه :):
که تا ۱۶ مرداد نه خواب خوبی دارم و نه تفریح خاصی! تهش اینه بریم دور میدون امام یه بستنی یا آب طالبی بخوریم و برگردیم
خیلی وقتا بود که خونه لرزید
ولی همیشه دلم میلرزید... برای عزیز راه دورم، برای خانوادهم، برای همه ی کسایی که الان دیگه نیستن...
Repost from Nafisjournal
چه روزها و شبهایی...
اولین روز جنگ وقتی هنوز اینترنت قطع نشده بود ولی نمیشد تماس گرفت...
مریضاام خیلی خوب و آروم بودن.
یه پیرمرد گوگولی میگفت شما قراره همتون پزشک بشید؟ :))))
تااااا ساعت ۷.۵ که باز گوشیم آلارم زد و قطع کردم
ولی خواب و بیدار بودم
و وقتی چشمامو باز کردم ۸:۲۰ بود
دیگه پاشدم رفت بیمارستان
بخش قلب بودیم امروز 🫠❤️
گوشی هم اتاقیم دم اذان شروع کرد به آهنگ امام رضا پخش کردن :)
و من حس میکردم مردم و دارم به سمت ملکوت اعلی حرکت میکنم
جالبیش اینه که خودش بیدار نمیشد! ولی بقیه بیدار شدن :)
و کلا بد خواب شدم
