uz
Feedback
𝙢𝙮 𝙩𝙧𝙚𝙖𝙨𝙪𝙧𝙚 🪷

𝙢𝙮 𝙩𝙧𝙚𝙖𝙨𝙪𝙧𝙚 🪷

Kanalga Telegram’da o‘tish

@Bla_whi_bot   ₍₍ 🦁☀️ ₎₎ 

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
303
Obunachilar
-124 soatlar
+177 kunlar
+4430 kunlar
Postlar arxiv
هفت میلیارد آدم روی زمین وجود داره و من عاشق کون وویونگ شدم

من خیلی ذوق✨

عاشقتم💘

خب اینم از پارت اول. امیدوارم دوستش داشته باشین حتما نظرتون و درباره‌ی داستان و کارکتر ها بهم بگین چون قطعا رو روند داستان تأثیر داره. هرچی بیشتر استقبال کنین زودتر پارت دو رو براتون میذارم.💋

「𝟣𝟣」
+3
「𝟣𝟣」

「𝟣𝟢」
+3
「𝟣𝟢」

「𝟩」
+3
「𝟩」

「𝟨」
+3
「𝟨」

「𝟧」
+3
「𝟧」

「𝟦」
+3
「𝟦」

「𝟥」
+4
「𝟥」

「𝟤」
+3
「𝟤」

「𝟣」
+4
「𝟣」

اینم از کارکترا، کامنتاش و نمی‌بندم نظرتون و درباره‌شون بگین.💘

هونگ جونگ 29 سالش بود. اون کوچیک‌ترین پسر خانواده بود و همیشه توسط پدر و مادرش مورد توجه قرار می‌گرفت و همه اون و به اصطلاح ل
+1
هونگ جونگ 29 سالش بود. اون کوچیک‌ترین پسر خانواده بود و همیشه توسط پدر و مادرش مورد توجه قرار می‌گرفت و همه اون و به اصطلاح لوس خطاب می‌کردن. هونگ جونگ اون بچه‌ی‌ هنجار شکنی بود که تصمیم گرفت به جای اینکه مثل برادراش طبق تصمیم پدر و مادرش پیش بره، علاقه‌اش رو دنبال کنه. و چند سالی می‌شد که نوشتن و شروع کرده بود و چندتا از رمان هاش محبوبیت زیادی کسب کرده بودن. هونگ جونگ از همون اولش دوست خوبی برای وویونگ شد و اونا هر از گاهی باهم در ارتباط بودن. اون همیشه تلاش می‌کرد وویونگ و از وضعیت دخترش باخبر کنه و تا جایی از دستش بر میاد کنارش باشه.