301
Подписчики
Нет данных24 часа
+177 дней
+4430 день
Архив постов
خب اینم از پارت اول.
امیدوارم دوستش داشته باشین حتما نظرتون و دربارهی داستان و کارکتر ها بهم بگین چون قطعا رو روند داستان تأثیر داره. هرچی بیشتر استقبال کنین زودتر پارت دو رو براتون میذارم.💋
+1
هونگ جونگ 29 سالش بود. اون کوچیکترین پسر خانواده بود و همیشه توسط پدر و مادرش مورد توجه قرار میگرفت و همه اون و به اصطلاح لوس خطاب میکردن. هونگ جونگ اون بچهی هنجار شکنی بود که تصمیم گرفت به جای اینکه مثل برادراش طبق تصمیم پدر و مادرش پیش بره، علاقهاش رو دنبال کنه. و چند سالی میشد که نوشتن و شروع کرده بود و چندتا از رمان هاش محبوبیت زیادی کسب کرده بودن. هونگ جونگ از همون اولش دوست خوبی برای وویونگ شد و اونا هر از گاهی باهم در ارتباط بودن. اون همیشه تلاش میکرد وویونگ و از وضعیت دخترش باخبر کنه و تا جایی از دستش بر میاد کنارش باشه.
