والدن 🪴
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای فرار از چیزی که به آن میگفت : تمدن بیش از حد ...🪽 https://t.me/HarfChatBot?start=b4fa19841e98
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
197
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-227 kun
-2930 kun
Postlar arxiv
197
چه تنهایی عجیبی ! پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خود تنها باشد ، تنهاست . نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد .
عباس معروفی
197
تو بوی برنج من هستی نور آفتاب من هستی دل به دریا زدم تو آب دریای من هستی تو روز و شب من هستی تو ککی کوه من هستی ( در باور مردم مازندارن ککی پرنده ای که در دل کوه از غم هجران یارش می خونه ) آره تو مال منی تو گل من و چشم من هستی تو صدای من و آواز من هستی تو چشم منی تو بارون مازندران هستی نوازش موی سر من هستی بارون و مه ( گریه ) از چشمات دور باشه تو حرف و هم صحبت منی تو دعای من و حاجت من هستی مثل نون تنوری هستی برای من برکت گندم زار من هستی بهار همراه تو می رسه برای من تو شکوفه ی درخت آلوچه هستی آره تو گل من و چشم من هستی تو صدای من و نوای خواندنی منی تو چشم من هستی تو بارون مازندران هستی تو نوازش موی سرم هستی بارون و مه ( گریه ) از چشمات دور باشه....
197
ناگهان میل شدیدی به خزیدن توی تخت خواب ، پنهان شدن از همه کس و همه چیز ، و تا ابد خوابیدن ، بر من غلبه کرد .
دیوید جمیز پلزر
197
آه اگر میتوانستم به سرزمینی بگریزم که در آن لباس نظامی به چشم نخورد ، که صدای طبل جنگ به گوش نرسد ، که سخن از کشتار به میان نیاید …
کاش میتوانستم.
گوستاو فلوبر به ژرژ ساند
197
بعدها شاید میانمان ، شهرها فاصله خواهد افتاد .
شاید دیگر اتفاقی وسط خیابان هم ،
یکدیگر را نخواهیم دید .
حتی شاید روزی یکی از ما که مرد ، دیگری روحش هم خبردار نخواهد شد.
ناظم حکمت
197
چقدر زود گذشت ...
اولین بار بود که رفتم جنگل به هدف پیدا کردن قارچ و خوشبختانه هر قسمت جنگل یه سورپرایز برام داشت 🍄💫
#pov #fav
