سُرَنْجْ🍊
Kanalga Telegram’da o‘tish
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
210
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+730 kun
Postlar arxiv
211
از اون موقع تا حالا میگفتم کاش زودتر دانشگاه باز شه، حالا که دارم وسایل جمع میکنم دلم گرفته. البته همچنان امیدوارم دانشگاه باز شه چون حالم از کلاس مجازی به هم میخوره.
211
ای یار دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
سودای دلنشینِ نخستین و آخرین
عمرم گذشت و توام در سری هنوز
ای چلچراغ کهنه که ز آن سوی سالها
از هر چراغ تازه، فروزان تری هنوز
بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من
از میوههای وسوسه بارآوری هنوز
آن سیبهای راه به پرهیز بسته را
در سایهسار زلف، تو میپروری هنوز
وان سفره شبانه نان و شراب را
بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز
با جرعهای ز بوی تو از خویش میروم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
-حسین منزوی
211
Repost from N/a
ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد ــ شاید ــ
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران .
یا ، نه ، دریایی است گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ،
شهر سوگواران .
*
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش
ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش :
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران ؟
*
چشم ها و چشمه ها خشک اند .
روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ ،
همچنان که نام ها در ننگ !
هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد .
آه، باران، ای امید جان بیداران !
بر پلیدی ها - که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم -
آیا، چیره خواهی شد ؟
#فریدون_مشیری
از زمزمههای استاد شجریان..
