uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

Відкрити в Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
210
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+730 днів
Архів дописів
Soghati Hayedeh.mp35.70 MB

از اون موقع تا حالا می‌گفتم کاش زودتر دانشگاه باز شه، حالا که دارم وسایل جمع می‌کنم دلم گرفته. البته همچنان امیدوارم دانشگاه باز شه چون حالم از کلاس مجازی به هم می‌خوره.

داداشم گفت بیا آخرین روز تابستون با هم قدم بزنیم. گوجی بوجی.

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز سودای دلنشینِ نخستین و آخرین عمرم گذشت و توام در سری هنوز ای چلچراغ کهنه که ز آن سوی سال‌ها از هر چراغ تازه، فروزان تری هنوز بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز ای نازنین درخت نخستین گناه من از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه‌سار زلف، تو می‌پروری هنوز وان سفره شبانه نان و شراب را بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز -حسین منزوی

photo content

۴ ماه پیش مرصاد العباد رو خریدم ۷۵۰، الآن زیر یک میلیون و نهصد نیست.🙏

خیلی پرخاشگر و عصبی شدم.

Sajad_Afsharian_Gharibeh_|_پرستو_احمدی_،_سجاد_افشاریان.m4a2.52 MB

یادت رفته؟

غیر جون سپردن انگار برای من چاره‌ای نیست...

Shamaizadeh - raftanet.m4a3.77 MB

نشریه‌ رو برای بار ۱۷۷۳۶۲۸۱۹۱ ام دادیم گرافیست، می.

Fariborz Lachini - Ay Leili Leili.mp37.04 MB

داشتم وسایلامو جمع می‌کردم برای خوابگاه، تو جیب یکی از لباس‌هام بود.🙏✨
داشتم وسایلامو جمع می‌کردم برای خوابگاه، تو جیب یکی از لباس‌هام بود.🙏✨

سبحان‌الله. رقص اسنوپ داگ در کهگیلویه و بویراحمد.

*من از همه‌ی بهاراي زندگي موندم عقب و.../.

Narges Jadoo.mp38.68 MB

نمی‌دونم چی درسته چی غلط، نمی‌دونم به درد چی می‌خورم.

Repost from N/a
ریشه در اعماقِ اقیانوس دارد ــ شاید ــ این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران . یا ، نه ، دریایی است گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ، شهر سوگواران . * هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش : رنگ این شب های وحشت را تواند شست آیا از دل یاران ؟ * چشم ها و چشمه ها خشک اند . روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ ، همچنان که نام ها در ننگ ! هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد . آه، باران، ای امید جان بیداران ! بر پلیدی ها - که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم - آیا‌، چیره خواهی شد ؟ #فریدون_مشیری از زمزمه‌های استاد شجریان..