سُرَنْجْ🍊
Kanalga Telegram’da o‘tish
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
212
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
212
تنها کاری که قبل از این قضایا انجام دادم این بود که سیرالعباد رو خوندم تا موقع امتحان سنایی راحتتر باشم، همین قسمت از امتحان حذف شد. از این به بعد پول میگیرم یه قسمتهایی رو قبل امتحان میخونم تا حذف شن.
212
یه بار یه آدمی که زیاد ازش خوشم نمیاومد گفت که دیگه برای کسی شخصیت مهم نیست، همه ظواهر رو میبینن. اون موقع نپذیرفتم ولی الآن دیدم درست گفته.
212
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازهتر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا میریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
212
یه وقتایی به این نتیجه میرسم که اونقد که فکر میکنم خوب و مهربون نیستم و میشینم بابتش گریه میکنم.
212
+1
تلوزیون که هیج چیز بدرد بخوری نداره، تو روبیکا برای داداشم باباسفنجی گذاشتم و با این سانسور مضحک مواجه شدم. به نظرم سانسور انیمیشن بیشتر موجب کنجکاوی بچهها میشه. آخه این چی داشت سانسورش کردی لاکردار.
212
بیا یک روز و آغوش مرا سوی جهان دیگری وا کن و بشنو حرفهای این دلِ بیمارِ غمگین و نزار و خسته و درمانده و یک روز از اینجا رانده و یک روز از آنجا مانده و شیدا و گیج و گم شده در درهای فکرهای دور و غرقِ آبهای آبی و شنهای سرد و بادهای دورهگردِ بیمهابا و زمینهای نمکزاری که روزی جنگل سبزی کنارِ رودها بودند و حالا هیییچ، حالا هییییچ، حالا هیسسس. شبخوش ای که دیگر نیستی مثل همه شبهای دیگر که نبودی و نخواهی بود و من هرشب تمام حرفهای تلخ را هی میخورم با چای شیرینم.
-گزافات من
بدون مکث بخوانید.
212
درک نمیکنم چرا بابت غیبتی که حقم بوده باید ازم نمره کم بشه، خبببب حق دارم واسه هر درسی سه جلسه غیبت کنم و از حقم استفاده میکنم. چرا اینطوری میکنییییی.
212
امین فقط داداشم، رمز گوشیمو بهش گفتم و گفتم به کسی نگو. گفت اووو من رمز گوشی بابایی رو خیلی وقته میدونم به هیشکی هم نگفتم، اینطوریهه... بعدشم با دستش تو هوا کشید.
