𝒮𝗎𝗇𝗇𝗒 𝒟𝗂𝖺𝗋𝗒⛅️
Kanalga Telegram’da o‘tish
🦢 // A quiet corner for blooming souls. ꫂ᭪݁ ݄ t.me/softwings_bot archive ݄ t.me/sunarchive ²⁷
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
256
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
decode : general s.
evan ʼs ride ៸ лишь
Repost from 𝖧𝗈𝗆𝖾𝗍𝗈𝗐𝗇 𝖼𝗁𝖺 𝖼𝗁𝖺 𝗖𝗛𝗔𝗧 𝜗𝜚˚⋆
جهیوان نمیتونه چشمک بزنه🎀
مجری: دلیلی که تانگ جیوجو فکر میکنه جهیوان باید مجازات بشه اینه که نمیتونه با یه چشم چشمک بزنه _ میخوام ببینمش جهیوان: بیا بهم نگاه کن(خودتو اذیت نکن ما همینطوری قبولت داریم)
Repost from N/a
داستان: تو دختر یکی از دوکهای سرشناس فرانسه بودی و بیشتر از لباسهای اشرافی و مهمونیهای مجلل، عاشق کتاب خوندن، نقاشی و تئاتر بودی. تقریبا هر هفته، یواشکی یا با اجازهی خانواده، به سالن تئاتر میرفتی و ساعتها محو نمایشها میشدی. توی یکی از همون شبها، با مردی آشنا شدی که نویسندهی یکی از نمایشنامهها بود. چیزی که با یه گفتوگوی ساده شروع شد، کمکم به عمیقترین عشق زندگیت تبدیل شد. خانوادهات با این رابطه مخالف بودن و اصرار داشتن با یکی از اشرافزادهها ازدواج کنی، اما تو هیچوقت از عشقت دست نکشیدی. چند سال بعد، قبل از اینکه فرصت کنین زندگی مشترکتون رو شروع کنین، به بیماری سختی مبتلا شدی و از دنیا رفتی. میگن مردی که دوستش داشتی، تا آخر عمر هر نمایشنامهای که نوشت، یه گل کاملیا رو جایی از داستانش پنهان میکرد؛ چون اون، گل مورد علاقهی تو بود و تنها راهش برای زنده نگه داشتن یادت.
Repost from N/a
نام: Céleste Beaumont
دورهی زندگی: قرن نوزدهم
محل زندگی: فرانسه
گونه: انسان
شغل: نویسنده
ویژگیهای شخصیتی: باهوش، کنجکاو، خوشبرخورد و هنردوست
نقطه قوت: نگاه متفاوتی به دنیا داشت و همیشه زیبایی رو توی چیزهای ساده پیدا میکرد.
نقطه ضعف: زیادی با قلبش تصمیم میگرفت.
بزرگترین ترس: اینکه مجبور بشه تمام عمرش رو طبق خواستهی خانواده زندگی کنه.
بزرگترین حسرت: اینکه هیچوقت نتونست تمام کتابهایی رو که دوست داشت بخونه.
مرگ: در ۲۹ سالگی بر اثر بیماری از دنیا رفت.
زخمِ روحی: هنوز هم کتابفروشیها، بوی کاغذ و سالنهای تئاتر برات حس آشنایی عجیبی دارن.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
