uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

عمق

عمق

Kanalga Telegram’da o‘tish

My BOF place... 52hz

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
255
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
+1830 kun
Postlar arxiv
[Verse 1] Thought I'd be better by now Thought I'd be happy by now Instead I'm stuck in bed, and I can't even leave my own house Wondering why the hell I just can't seem to figure it out, oh-oh I scroll on my phone for hours And I pretend that it helps I wish I had it all together just like everyone else That's when I started asking myself [Chorus] "What if happiness is something I'll never feel? What if sadness is a scar that won't ever heal? What if all these ups and downs I'll never figurе out? What if everybody's gone, and I'm alonе? Suffocating in the pain I can't let go I've been searching my whole life For the reason I The reason I The reason I'm alive" [Verse 2] They tell me, "don't give in" But they're all full of it Nobody knows what it's like waking up inside of my head Some nights I close my eyes And pray to God I die And every day that I don't Just makes me wanna try That voice inside my head Pulls me right to the edge And it says [Chorus] "What if happiness is something I'll never feel? What if sadness is a scar that won't ever heal? What if all these ups and downs I'll never figure out? What if everybody's gone, and I'm alone? Suffocating in the pain I can't let go I've been searching my whole life For the reason I The reason I The reason I'm alive" [Bridge] Who was I before the pain? What was it like to be okay? I'm begging God for another way Is there another way?

photo content
+3

photo content
+5

وقتی "مامان" خونست... _دوستدار شما میناسادات
وقتی "مامان" خونست... _دوستدار شما میناسادات

و حس میکنم دیگه خودم رو نمیشناسم، تا اطلاع ثانوی

این مدت اخیر از بالاترین خشم های کل عمر م رو تجربه کردم، و زجه هایی که همیشه بی صدا بود و این ماه انقدر بلند بودن که از انقباض عضلاتم، تک تک اونها، درد گرفتن، وضعیت عجیبی رو تحمل میکنم و نمیدونم چرا، در جای جای قدم ها ابهام هست برای همه چی، ابدا هیچ حس امنیتی در هیچ چیزی ندارم، و حتی اخیرا فهمیدم ماژول ادامه دادن در شرایط نامعلوم و ابهام رو هم تقریبا از دست دادم، از همه چیز و همه کس به صورت فاحش و توهم گونه ای ترسیدم، انگار در فالش این ریتم قرار گرفتم

فسودگی، ابهام، تغییر، نشناختن، عدم اطمینان، خشم، گیر افتادن، ماندن، رفتن، انزجار از عشق یا از ترس از عشق یا از نفرت یا از ترس از نفرت... هیچ نمیدونم

Repost from The Harmonic Mind
اشک‌هایت خشک خواهند شد، و خیلی زود آزاد و رها می‌شوی تا پرواز کنی. به صدای درونت اعتماد کن؛ آن‌وقت قدرتی را در خودت پیدا خواهی کرد که راهت را به تو نشان می‌دهد. اگر فرار کنی، هرگز تغییر نخواهی کرد. محکم بایست؛ خیلی زود روزهای روشن‌ترت را خواهی دید. زندگی یک سفر است؛ سفری که می‌تواند تو را به هر جایی که انتخاب کنی، ببرد. تا وقتی که در حال یاد گرفتنی، هر آنچه را که باید بدانی، در مسیر پیدا خواهی کرد. قوی باش. از پسش برمی‌آیی. ادامه بده. موفق می‌شوی. فقط رهایش نکن؛ هیچ‌کس نمی‌تواند متوقفت کند.

Repost from The Harmonic Mind
photo content

موضوع گپ انگلیسی امروز ساعت 6: the art of rest

موهای سفید م همش داره بیشتر میشه

امیدوارم هیچ وقت تو گریه کردن هاتون تنها نباشید✌️🏻

تمام برنامه های امروزم مم مثل هفته پیش باز کنسل شد، عاه

و قسم به اولین کرمی که بر پیکر من می‌خزد و از من تغذیه می‌کند من بخشی از این خاک میشوم، حاکی که درختی در ان است، درختی که اکسیژن میدهد، اکسیژنی که ادمیان رو زنده نگه می‌دارد و این زنده بودن تمام این شگفتی، سختی، رنج، خواری و خفت و عشق و دلبستگی ، خانواده و تنهایی، غم و نیستی، ترس و نابودی، جنگ و صلح،هم آغوشی و جدایی و میلیارد ها چیز دیگر، و نه ادمی می‌خواهد من را در طی زندگیم اذیت کند و نه من میخواهم، و نه ادمی می‌خواهد من را رنج دهد و نه من می‌خواهم ونه زندگی می‌خواهد سختی بی دلیل بر من عیان کند و نه من می‌خواهم سختی دهم، هرآنچه در من کوچک حقیر ناچیز رخ میدهد، همه درسی ست از سمت پروردگار خودم و خودم، همه درسی از سمت پرودگار دیگران به خودشان... و هرکسی به نوعی تا حایی درسی را می اندوزد، و هر کسی پرودگار خویش را دارد... عاه مهتاب فنا پذیر، حال که در عمق سیاهی شنا میکنی و چیزی نمیبینی، تو روزی بخشی از این دریا خواهی شد و هیچ کس نخواهد فهمید... پس قبل از اینکه باید، غرق نشو.‌‌

دو رنگ نباش عزیزم که دنیا رنگارنگه

طی کردن فرایند دوست داشتن به تنفر بعد به بی تفاوتی، خیلی مسیر سختیه، که ممکنه در بزرگسالی باهاش روبه رو بشیم و ازش یاد بگیریم...

Repost from N/a
ONEDAM - Dar Del Bandar.m4a2.44 MB

ما x ساعت میخوابیم پس لطفا بالشت مناسب انتخاب کنید و xساعت نشستیم پس صندلی خوب، زیر نشینی خوب، پشتی مناسب گودی کمر و گردنی مناسب انتخاب کنید )امروز داشتم با یکی از دوستای قدیمم صجبت میکردیم درباره دیسک کمر و گردن و فلان که خب چون من خیلی درگیر شم بهش یه سری چیزا داشتم میگفتم این وسطا یه سری بهش معرفی کردم)

دهه هشتادیا آهنگ های چرت و پرت گوش میدن... موزیکی که ما گوش میدیم👀😂

Ovozli xabar00:13