غَرِیْبْ
Kanalga Telegram’da o‘tish
• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat
Ko'proq ko'rsatishEron150 049Toif belgilanmagan
202
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1730 kun
Postlar arxiv
202
با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی
روزگارت خوش که از میخانه، مسجد ساختی
روی ماه خویش را در برکه میدیدی ولی
سهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبود
میتوانستی نتازی بر من، اما تاختی
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
- فاضل نظری | آهیّات
202
خاطرات را مرور میکنم ؛
مثلا :
روزی که برایت از سعدی نوشتم
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست ...
-آهی
202
2.بعد از تو
(پ.ن :
اونجاش که میگه
پلک میبندم میونِ گریههای بی ارادم
دستتو دورم نگهدار من یه شمعِ رو به بادم . . .)
202
نیازمند یک موسیقی هستم برای ساعت ۰۰:۰۰ به بعد ...
ممنون🙏🤍
https://t.me/HarfChatBot?start=cf08c4afb271
202
سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد؟
مرد ره عشق نیست کهاش غم ننگ است و نام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۸) | آهیّات
202
اولم اندیشه بود تا نشود نام زشت
فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۷) | آهیّات
