غَرِیْبْ
Відкрити в Telegram
• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat
Показати більшеІран150 216Категорія не вказана
201
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-1630 днів
Архів дописів
201
با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی
روزگارت خوش که از میخانه، مسجد ساختی
روی ماه خویش را در برکه میدیدی ولی
سهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی
من به خاک افتادم اما این جوانمردی نبود
میتوانستی نتازی بر من، اما تاختی
ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست
«عشق» را شاید، ولی هرگز «مرا» نشناختی
- فاضل نظری | آهیّات
201
خاطرات را مرور میکنم ؛
مثلا :
روزی که برایت از سعدی نوشتم
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست ...
-آهی
201
2.بعد از تو
(پ.ن :
اونجاش که میگه
پلک میبندم میونِ گریههای بی ارادم
دستتو دورم نگهدار من یه شمعِ رو به بادم . . .)
201
نیازمند یک موسیقی هستم برای ساعت ۰۰:۰۰ به بعد ...
ممنون🙏🤍
https://t.me/HarfChatBot?start=cf08c4afb271
201
سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد؟
مرد ره عشق نیست کهاش غم ننگ است و نام
-سعدی | غزل ۳۶۰ (۸) | آهیّات
