uz
Feedback
عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

Yopiq kanal

ژن، ژیان، ئازادی

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
309
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+4230 kun
Postlar arxiv
من قول نمی‌دم یه روز هیوا رو هیوا صدا بزنم❤️

مامان‌ها هم اسممونو یادشون می‌ره

‌ امروز بعد از دو هفته با معلم زبانم (شادی) کلاس داشتم و اسمم رو اشتباهی صدا زد.💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔

من الان بهترم🤍🤍🤍🤍

نیاز🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍

‌ حالت چطوره یادگار رها؟ عزیزکم تو فکرم بود بهت پیام بدم، لینک که گذاشتی گفتم بجای پیویت بیام اینجا بیا سبز ببین، سبز زیاد https://t.me/oneofthebrightplaces/3431

از روزهاتون هم خواستید بگید خیلی بامزه هستش. خوشم میاد☘️

سلام جوجوها. سوال‌های جالب و چیزهای جالب بپرسید و بگید. یازده سعی می‌کنم بیام. https://t.me/HarfChatBot?start=11397073b26f

پنج سالمه❤️مشکل؟

یه نقاشی از کوه کشیدم برسم خونه می‌فرستم.

آخه آواز کوه! وای خیلی زیباست کوهستان می‌میرم برای کوه.

منصور یاقوتی خیلی دهاتیه مثل خودمه🍀 داره بهم خوش می‌گذره.

من دیروز کتاب فسه‌ها از بکت رو خوندم. متاسفانه نمی‌تونم بگم «خوندم» چون از خوندنم چیز زیادی دست‌گیرم نشد. تصویر‌سازی‌های ذهنم کمکم نمی‌کرد اما عجیب بودنش رو دوست داشتم. اینکه در هنرهای تجسمی و نمایشی تاثیر زیادی داشته کاملا با عقل جور در میاد.

اما او صرفا زیبایی را در وجود انسان می‌دید. برای او، طبیعت بدون انسان، معنا و مفهومی نداشت. اگر از پشت پنجره‌ی اتاق کوچک من به کوه برفی و چشم‌ انداز دره‌ی مقابل نگاه می‌کرد، در فکر دهقانی بود که از آن عبور می‌کرد و دیده نمی‌شد. او در فکر دهقانی بود که از آن دره عبور می‌کرد و دیده نمی‌شد. او در فکر سرمایی بود که صورت و گوش‌های دهقان را کبود کرده بود و من، غرق در زیبایی‌های وهم‌آور دره. — آواز کوه، منصور یاقوتی

اینطور عکس‌ها رو به یاد رها می‌گیرم و دوست دارم حین دیدنش هم به یاد رها بیفتید. بگردم و بمیرم که خودش باید می‌بود تا مدل خاص رهایی عکس می‌گرفت و به اشتراک می‌ذاشت. هیچ چیزی نمی‌تونه از درد نوشتن در موردت وقتی که نیستی کم کنه. هربار برام بار اوله.

گل‌هایی که مامان چیده برام. کارت پستالی که شادی بهم داده. عکسی که خودم به خودم هدیه دادم و متن پشتش که یه نشونه در نظر گرفتمش.