عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
Canal cerrado
ژن، ژیان، ئازادی
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
310
Suscriptores
Sin datos24 horas
+437 días
+4630 días
Archivo de publicaciones
امروز بعد از دو هفته با معلم زبانم (شادی) کلاس داشتم و اسمم رو اشتباهی صدا زد.💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
حالت چطوره یادگار رها؟
عزیزکم تو فکرم بود بهت پیام بدم، لینک که گذاشتی گفتم بجای پیویت بیام اینجا
بیا سبز ببین، سبز زیاد
https://t.me/oneofthebrightplaces/3431
سلام جوجوها. سوالهای جالب و چیزهای جالب بپرسید و بگید.
یازده سعی میکنم بیام.
https://t.me/HarfChatBot?start=11397073b26f
من دیروز کتاب فسهها از بکت رو خوندم. متاسفانه نمیتونم بگم «خوندم» چون از خوندنم چیز زیادی دستگیرم نشد. تصویرسازیهای ذهنم کمکم نمیکرد اما عجیب بودنش رو دوست داشتم. اینکه در هنرهای تجسمی و نمایشی تاثیر زیادی داشته کاملا با عقل جور در میاد.
اما او صرفا زیبایی را در وجود انسان میدید. برای او، طبیعت بدون انسان، معنا و مفهومی نداشت. اگر از پشت پنجرهی اتاق کوچک من به کوه برفی و چشم انداز درهی مقابل نگاه میکرد، در فکر دهقانی بود که از آن عبور میکرد و دیده نمیشد. او در فکر دهقانی بود که از آن دره عبور میکرد و دیده نمیشد. او در فکر سرمایی بود که صورت و گوشهای دهقان را کبود کرده بود و من، غرق در زیباییهای وهمآور دره.
— آواز کوه، منصور یاقوتی
اینطور عکسها رو به یاد رها میگیرم و دوست دارم حین دیدنش هم به یاد رها بیفتید. بگردم و بمیرم که خودش باید میبود تا مدل خاص رهایی عکس میگرفت و به اشتراک میذاشت.
هیچ چیزی نمیتونه از درد نوشتن در موردت وقتی که نیستی کم کنه. هربار برام بار اوله.
گلهایی که مامان چیده برام. کارت پستالی که شادی بهم داده. عکسی که خودم به خودم هدیه دادم و متن پشتش که یه نشونه در نظر گرفتمش.
