uz
Feedback
عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

Kanalga Telegram’da o‘tish

ژن، ژیان، ئازادی

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
246
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kunlar
+1030 kunlar
Postlar arxiv
تو از احساس من چیزی نمی‌دونی که داری بیخودی من رو می‌رنجونی

Morteza-Pashaei-Bayad-Kari-Koni-256.mp37.73 MB

ری‌‌ابسشن مرتضی پاشایی هنوز باهامه😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢

روی تخت دراز کشیدی و هم‌اتاقی‌ت میاد کنار تختت و بهت ژله و کدو حلوایی و لبو می‌ده. بله من عااااAAAAشق این نوع اهمیت دادن هستم!

بعد خوندنش ریواچ فیلمش می‌چسبه!

من امشب اولین هدیه‌ی کریسمس زندگی‌ام رو پیشاپیش گرفتم.🎄
من امشب اولین هدیه‌ی کریسمس زندگی‌ام رو پیشاپیش گرفتم.🎄

جیش خونه خرابم کرده

امشب بشینم دو قسمت آخر اتک رو ریواچ کنم❤️به عشق بانو میکاسای قلبم

بهم دکمه یادگاری بدید!

سر کلاس بحث کلکسیون شد و حین گفتن انواع چیزاهایی که آدم‌ها کلکسیون می‌کنن من چشمم خورد به دکمه‌ی پالتوی استاد و گفتم: «دکمه!» و استاد تعریف کرد که یکی کلکسیونر دکمه بوده و روی مقوا هر دکمه‌ای که می‌چسبونده زیرش می‌نوشت مال کیه. دکمه‌‌ی بابابزرگ، دکمه‌ی... احتمالا قراره از این ایده استفاده کنم.

اونی هم که به کیفم آویزونه آلیبروئه.

برا اولین بار پوشیدن دامنی که هدیه‌ی خاله‌ کوچیکم بود و دیگه نیست. راه. دانشکده. چای. جشن. فال. دوباره چای. حراست. سنگک داغ. «لوک بده داداش». آینه. دوباره چای. فیلم. بغل. راه. آهنگ. شمع سبز. دوباره چای. «امروز دیگه فقط انگشترت پیشم نبود خاله».

امروز حواست نبود ازت عکس گرفتم
امروز حواست نبود ازت عکس گرفتم

برای برگشتن به نقاشی توی این دفترچه کوچولو می‌خوام نقاشی نقاشی کنم تا برگردم به خودم.