uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

اَدِنچیل

اَدِنچیل

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
216
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+630 kun
Postlar arxiv
ابر پر بارونی ام که نای باریدن نداره.

تلاطم امید های به گل نشسته ام.

هر زخم نمایانگر یک نجات یافتن است.

شعله‌ی شمعی شکسته، رها در آغوش تاریکی؛ عجب زندگی لنگ میزند به تن امیدش.

من غصه هامو خوردم، دنبال شادیامم. ولی خب من و هرچیز خوبی رابطمون من بدو اون بدوعه.

خطاب به منِ 6 سال پیش:«الان داغی نمی‌فهمی چی سرت اومده».

بلایی که واقعیت به سر افکارم آورد من رو پیر کرده.

زندگی تو ایران هر روز بهت ثابت می‌کنه چقدر بدبخت تر از دیروزی.

از خودم که هنوز به این زندگی امید داره می‌ترسم.

وضعیت از ناراحتی و خشم گذشته، داره از پا در میاره منو.

به بهای سکوت تمام فردا هارو به افکارم فروختم.

بین آدم هایی گم شدم که چراغ راهم بودن.

شاید باید برای دفتر نویی که مامان خریده برام ذوق کنم؛شاید زندگی همینه.

من حواسم نبود من مواظب نبودم من بلد نبود من اولین بارم بود تو چرا نموندی یادم بدی؟

دوست داشتم سحرخیز باشم نه شب زنده دار.