uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

اَدِنچیل

اَدِنچیل

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
216
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+630 kun
Postlar arxiv
اینجای زندگی اگر احوالاتم رو بپرسی مقتدرانه میگم دارم آوار ها آباد میکنم.

نگاهِ ناخوانده ام؛ فریادی که به گوش نمی رسد.

معقوله زندگی نه سخته نه پیچیده، این ذات آدماست که اونو برای هم طاقت فرسا کردن.

سر در مملکتی که ساختین...

اگر فیلم بودم، می‌شدم برادران لیلا. اگر کتاب بودم، می‌شدم آدمخواران. اگر آهنگ بودم، می‌شدم عصای موسی سینا پارسیان. همین قدر شلوغ همین قدر تنها.

تحمل رفتن آدم هارو دارم اما تحمل میزان احساس ناکافی بودنی که بعدش بهم دست میده رو، نه.

Repost from Sina Parsian

نمیخوام یادم بره، براش خیلی اذیت شدم نباید تکرار شه.

مدتی هست که دیگه نمیتونم سریال هایی که شروع کردم رو تموم کنم، فیلم ها رو نیمه رها میکنم، کتاب ها ذهنم رو آروم نمیکنن و با آهنگ گوش دادن تخلیه احساسی نمیشم، از آدم ها دوری میکنم و قرار ها رو به بعد موکول میکنم وکمتر اتفاقی می‌تونه ذوق زده‌ام بکنه، خنثی یه گوشه نشستم و به هیچِ زندگی نگاه میکنم؛ این لقمه ی بزرگ بدجوری گلومو گرفته و رو به خفگی میبرتم.

این نیز می‌گذرد ؟ پس از این گذر ها اما عزیز من، از من فقط تنی بی جان و چشم بی ذوق به جا می ماند برای رسیدن.

حتی اگر سقوط معنا شود پروازم،‌ پریدن را به ترسیدن ترجیح میدهم.

گورستانی مملو از مقبره های حروف.

کروموزوم برنده اونی بود که نگرفت، نه من.

Repost from Sina Parsian

بوسه میزنم که رها نکند مرا، می‌بوسد و کنار می‌گذارد مرا.