uz
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Kanalga Telegram’da o‘tish

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
338
Obunachilar
-924 soatlar
+187 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
به همه که نه به تو می‌گم این رازامو فقط به تو شاید چون شبیه منی همیشه درحال گند زدن 🪽🌑

بگم الان با گوهر جر و بحثمون شد؟ بگم چون بابا داشت ظرف می‌شست؟ نمی‌دونم اگر زندگی همه از این تو مخی‌های عدیده داره که بیاید یک خودکشی دسته‌جمعی راه بندازیم. اگر نه که لطفا بسه مام آدمیم.

من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود!
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود!

با علی تماس گرفته‌ام؛ صادقانه با رو گشاده و لحن امیدوارم برایش بخشی از ماجرا را گفتم تا شاید برایم کاری کند. درجا گفت:«علی‌اصغر داداش جه زندگی سختی داری، چه شانسی» من همون لحظه سعی کردم که بگم نه بابا چیزی نیست؛ می‌گذره. «در میان این مصائب تنها و تنها یک عشق ناب می‌توانست من را خوشبخت‌ترین کند»

انتخاب رشته ارشدم تموم شد؛ «به این کار من می‌گن: امیدواری یا خریت»

با صدای جعر و بحث گوهر و مامان بیدار شدم؛ روزگار را می‌بینید،‌ به راستی این قوم چه کرده که لیاقت دیدن یک روز خوش ندارد!؟ این اتفاق‌ها که می‌افتد "اندرو تیت" هم که باشی جریان انرژی درونت به نفع منفی تغییر می‌کند. حالا فکر و خیال اینکه "انتقالی" را چه کنم درون سرم بی‌داد می‌کند. حالا هزار غم به قفسه‌سینه‌‌ام می‌کوبند. «ای کاش پیرمردی بودم در حال کشیدن‌ نفس‌های آخر»

قلبم ایستاد

Video xabar00:33

سال قبل شهریور رفتم نمایش"هزار و یک شب" دیدن خیابون نوفل لوشاتو تو اون ازدحام برای دیدن نمایشا تا ۱ صبح که من اونجا بودم وصف‌ناپذیر بود. «به فاصله یک سال جوان ابرانی انقدر سرشکسته می‌شود»

وقتی یک رفیق داری که انقدر بهت محبت داره

من به اکسات:
من به اکسات:

حسرت
حسرت

لطفا محبت کنید بد حرف نزنید؛ شرمنده آن روح مهربان التیام بخش نباشید. از دستش ندهید. لطفا یک نفر را پیدا کنید که بغلتان کند.

#تحفه_دوستان

Chand Sanie azbon.m4a5.40 MB

خطر
+1
خطر

پاشیدم

Ovozli xabar03:56

به مامان گفتم چسب زخم بهم داد