درباره اَلی
前往频道在 Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
显示更多未指定国家未指定类别
338
订阅者
-924 小时
+187 天
+1130 天
帖子存档
336
به همه که نه
به تو میگم این رازامو فقط
به تو شاید چون شبیه منی
همیشه درحال گند زدن
🪽🌑
336
بگم الان با گوهر جر و بحثمون شد؟
بگم چون بابا داشت ظرف میشست؟
نمیدونم اگر زندگی همه از این تو مخیهای عدیده داره که بیاید یک خودکشی دستهجمعی راه بندازیم. اگر نه که لطفا بسه مام آدمیم.
336
با علی تماس گرفتهام؛
صادقانه با رو گشاده و لحن امیدوارم برایش بخشی از ماجرا را گفتم تا شاید برایم کاری کند.
درجا گفت:«علیاصغر داداش جه زندگی سختی داری، چه شانسی»
من همون لحظه سعی کردم که بگم نه بابا چیزی نیست؛ میگذره.
«در میان این مصائب تنها و تنها یک عشق ناب میتوانست من را خوشبختترین کند»
336
با صدای جعر و بحث گوهر و مامان بیدار شدم؛
روزگار را میبینید، به راستی این قوم چه کرده که لیاقت دیدن یک روز خوش ندارد!؟
این اتفاقها که میافتد "اندرو تیت" هم که باشی جریان انرژی درونت به نفع منفی تغییر میکند.
حالا فکر و خیال اینکه "انتقالی" را چه کنم درون سرم بیداد میکند.
حالا هزار غم به قفسهسینهام میکوبند.
«ای کاش پیرمردی بودم در حال کشیدن نفسهای آخر»
336
سال قبل شهریور رفتم نمایش"هزار و یک شب" دیدن خیابون نوفل لوشاتو تو اون ازدحام برای دیدن نمایشا تا ۱ صبح که من اونجا بودم وصفناپذیر بود.
«به فاصله یک سال جوان ابرانی انقدر سرشکسته میشود»
336
لطفا محبت کنید بد حرف نزنید؛ شرمنده آن روح مهربان التیام بخش نباشید.
از دستش ندهید.
لطفا یک نفر را پیدا کنید که بغلتان کند.
