uz
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Kanalga Telegram’da o‘tish

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
338
Obunachilar
-924 soatlar
+187 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
باورم بشود یا نه، کمی تا حدی کار‌ها خوب پیش رفت اگر پارسا بتواند موافقت خانم علیزاده را جلب کند(قولش را داده) هفتاد درصد کار انجام شده. «دور اول مذاکرات با میانجی‌گری پارسا دهقانی»

اگه بیداری میای پیشم تا می‌رم اداره؟ @About_alibot

زمان دشواری است؛ من و یک مشت افکار مسموم و مضطرب تنها نشسته‌ایم مقابل هم و همدیگر را نگاه می‌کنیم. صرفا ترس به جانم می‌اندازند؛ ترسی که معلوم نیست چقدر واقعی است. «برعکس هیچ خبری از خیل دوستان نبود»

چشم به راه، منتظر

اگه توام تنهایی حرف بزنیم؟ @About_alibot

برم خونه کسی هست باهم بریم کال؟ اگر بود بهم خبر بده @About_alibot

می‌خواستم گل‌سرت باشم هاله نور نامرئی دور تنت باشم وقتی خونیم می‌تونم رژ لبت باشم 🪽🌑

اشک واسه زخم مثل بتادینِ از هرمشتی بهم خورده سنگین‌تره بوسه‌ات 🪽🌑

Video xabar00:59

Repost from N/a
Video xabar00:10

/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/مشیری خوانی.mp3

غروب جمعه، دو کلام حرف ناحسابی بزنیم @About_alibot

با اونی که باید...
با اونی که باید...

نیکی یه روز بهم گفت علی من شبیه محراب شدم؛ دقیقا اون کاری که اون با من کرد رو باهات می‌کنم. حالا انگار من هم شبیهشون شدم؛ امیدوارم این چرخه تا ابد ادامه پیدا نکنه. یک مشت آدم عوضی نباشیم.

از عشق چه باقی مانده؟ در قلب تو چه چیزی باقی مانده؟ 🪽🌑

کمی توجه @About_alibot

حرف بزنیم؟ @About_alibot

Ovozli xabar00:56