uz
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Kanalga Telegram’da o‘tish

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
329
Obunachilar
-624 soatlar
+107 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
اگه من یه روز نبودم این وطن، وطن شد آخر منو به یادت بیار توی اون روزای بهتر 🪽🌱 @about_ali_2002

گو چرا؟ گیسو پریشان 🪽🌱 @about_ali_2002

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را «سعدی گفته»

ای گل آلوده گل من ای تن آلودۀ دل پاک دل تو قبلۀ این دل تن تو ارزونی خاک 🪽🌱 @about_ali_2002

«گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني؟» « و آنچنان مات كه يكدم مژه بر هم نزنی» « مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود» « ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني!!» «مشیری»

شاید یه فردایی بیاد تو رو به من برسونه شاید خدا قصه مونو یه جا به هم برسونه 🪽🌱 @About_ali_2002

تا اومدیم زندگی کنیم جنگ شد نشد همو ببینیم نشد دست همو بگیریم فقر اومد حالم خراب شد حالش بد بود زندگی نکرده تموم شد

می‌مونی بی من تو ترافیک نیستم من باهات توی ماشین سیگارو بردار روشن بکن گوش بده تا صبح صد تا موزیک دل من تنگ میشه عکس تو محو میشه عطر تو میپیچه خنده‌هات.. @about_ali_2002

آرزو کن، که برگرده اونکه خورشید به سرزمین، تاریک این قلب زخمی

می‌گذرم یا من از تاریکی یا تاریکی از من باید درک کنم که هیچ‌چیز اونقدر جدی و همیشگی نیست 🌑🌘🌗🌖🌕
می‌گذرم یا من از تاریکی یا تاریکی از من باید درک کنم که هیچ‌چیز اونقدر جدی و همیشگی نیست 🌑🌘🌗🌖🌕

تقصیر آدما نیست این همه درد، دوا نیست 🪽🌱 @about_ali_2002

سردبیر در خون خورشید می‌غلتد و می‌اندیشد 🌅🌱
سردبیر در خون خورشید می‌غلتد و می‌اندیشد 🌅🌱

و باز هم فخرالدین عراقی گفت: «به گیتی هر کجا درد دلی بود به هم کردند و عشقش نام کردند» 🍷🫀

امیدوارم همیشه به یادت باشم امیدوارم همیشه کنارت باشم اون روز، هر زمان که بود همونجا، هرجا که بود حتی اگر زندگی اون چیز که من میخواستم؛ هرگز نبود برای یک لحظه هم که بود کنار تو بودم @about_ali_2002

زندگی از جایی کاملا برام غیرقابل تحمل شد که حتی دستفروشای کتاب راسته انقلاب شبیه تصورات من نبودن [سردبیر را با گیلاس مسموم کردند]

نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست ساقی وام کردند فخرالدین عراقی 🍷

خب دیگه وقتش بود یک سری هم به رفقای قدیمی بزنیم تازگیا کنسرت گذاشته بود خوشا به سعادت اونا که رفتن و پدر کسی که باعث این بی‌پولی شد بسوزه.

اونطور شبیه آدم‌های خیلی قوی نگاهم نکن من می‌دونم چقدر سخته عزیز من بگذار یک‌بار دیگه فقط به پشت سر نگاه کنیم و بگیم فعلا عزیزم، تا بعد که شاید یک بار دیگه، یک جای دیگه، یک روز دیگه همو میبینیم بعد آزادی 🪽🌱 @about_ali_2002

چقدر گذشت!مگه میشه تو دوسال، ده‌سال زندگی کرد؟دهَ‌سال پیر شد؟ مگه میشه اون موقع در اوج غم انقدر زنده بود و حالا در اوج غم این
چقدر گذشت!مگه میشه تو دوسال، ده‌سال زندگی کرد؟دهَ‌سال پیر شد؟ مگه میشه اون موقع در اوج غم انقدر زنده بود و حالا در اوج غم اینقدر بیات و مرده؟ [کی بودم؟کی شدم!]

«ممنونم که هیچ‌گاه مرا نفهمیدی، زیرا همه‌چیز را همین به من آموخت. ممنونم که با چنین شوری به من جفا کردی، زیرا زندگی‌ام را همین رقم زد.» کیرکگور؛ از نامه‌ی ارسال‌نشده