درباره اَلی
Kanalga Telegram’da o‘tish
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
342
Obunachilar
-924 soatlar
+187 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
342
Repost from درباره اَلی
با آن همه نیاز که من داشتم به تو،
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود.
من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی
هر بار دیر بود.
ه.ا.سایه
342
با آن همه نیاز که من داشتم به تو،
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود.
من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی
هر بار دیر بود.
ه.ا.سایه
342
قول میدم دست کسی که عاشقم شه رو میگیرم و فرار میکنم چون مطمئنم ترکم نمیکنه.
«با این حساب شاید مجبور شم خودم دست خودمو بگیرم»
342
عاشقها چقدر عجیبند؛ روایتی شنیدم که شاید فرهاد کوهکن را با شنیدنش در ذهنتان ترسیم کند.
«با عاشقتان بمانید و از معشوقتان ترجیحا دوری کنید»
342
دیوار هم که باشی اگر دور را نگیرند یک چهار دیواری نباشی؛ دست آخر تکه پارههایت میشوند تیرک دروازه بچههای کوچه.
ما که آدم بودیم و گوشت و پوست و...
«انقدر سکوت که لولای پنجره حرف بزند؛میدانی یعنی چه؟
