es
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Ir al canal en Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
342
Suscriptores
-924 horas
+187 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
با آن همه نیاز که من داشتم به تو، پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود. من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی هر بار دیر بود.
ه.ا.سایه

با آن همه نیاز که من داشتم به تو، پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود. من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی هر بار دیر بود.
ه.ا.سایه

ما دو نفر بودیگ که هر دو عاشق "تو" بودیم. 🪽🌑

قول می‌دم دست کسی که عاشقم شه رو می‌گیرم و فرار می‌کنم چون مطمئنم ترکم نمی‌کنه. «با این حساب شاید مجبور شم خودم دست خودمو بگیرم»

عاشق‌ها چقدر عجیبند؛ روایتی شنیدم که شاید فرهاد کوهکن را با شنیدنش در ذهنتان ترسیم کند. «با عاشقتان بمانید و از معشوقتان ترجیحا دوری کنید»

Mensaje de voz06:48

چه بد گفتی کیانا سوختیم بابا

Repost from کیانا.
به هر دردی در هر سطحی که دچار شدم از نو برای نبودنت گریه کردم.

همچنان کسی حرفی نمی‌زند

همه مهمونین خونه مامان‌بزرگه انگار؛ اگه هستید براتون خوشحالم

حرف بزنیم؟ @About_alibot

بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم برد دیده تا دل گردد آزاد 🪽🌑 عجیباً غریبا

بسترم صدف خالی یک تنهایی است؛ و تو چون مروارید گردن‌آویز کسان دگری.
سایه

بعضیام دیگی خیلی پابلیکن همزمان می‌تونن یه ایران رو هندل کنن؛ دمشون گرم.

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
سعدی

حرف بزنیم؟ @About_alibot

دیوار هم که باشی اگر دور را نگیرند یک چهار دیواری نباشی؛ دست آخر تکه پاره‌هایت می‌شوند تیرک دروازه بچه‌های کوچه. ما که آدم بودیم و گوشت و پوست و... «انقدر سکوت که لولای پنجره حرف بزند؛می‌دانی یعنی چه؟

بی‌گمان در گمانش، گُمم
بی‌گمان در گمانش، گُمم

بد

روز بدیه