uz
Feedback
◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

Kanalga Telegram’da o‘tish

• ارتباط: @Marziyehalishahi_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
388
Obunachilar
-124 soatlar
+57 kun
+730 kun
Postlar arxiv
بالاخره تمومش کردم باورم نمیشه از مرداد داشتم یه کتابی رو می‌خوندم که آبان تمومش کردم.

و فکر کردم چه طور می‌شود تصور کرد که خفته‌های این خاک آرام، خواب‌زده‌هایی بی‌قرار باشند.
بلندی‌های بادگیر | امیلی برونته

این بهترین کارتونیه‌ که دیدم 😭 اگه تونستین با خانواده‌هاتون ببینین خیلی خانواده محورطوره، پشیمون نمی‌شین😭🤌🏻 دوبلش باحالش کرده. کارتون با زیرنویس نبینین توروخدا🫶🏼
راستی صحنه‌ایم نداره

📺انیمیشن " میچل ها عليه ماشین ها 2021 " 🎙دوبله فارسی 📥 کیفیت 720p 🚫بدون سانسور و حذفیات @AnimaitonTime

کاش عزیزترین آدمای زندگیم دل شکستن بلد نبودن. و کاش حداقل یکی بود که بغلم کنه.

من فقط امیدوارم به اسم دونستن صلاحم ذوقم رو نکشن.

Moody Wind_Anthony Lazaro.mp37.47 MB

یه بار یکی از بچه‌ها بهم پیام داد، نوشت من از بچگی دوسِت داشتم. قیافه من: امسال تعداد خیلی زیادی که می‌شناختمتون کنکور دادید و رفتید دانشگاه. واقعا حس کردم مادریم‌ که بچه‌هاش بزرگ شدن😭😂 اکثرتون زمانی که سر انجمن و کلاسای نویسندگیم آشنا شدیم راهنمایی بودید. حالا یه جوری میگم انگار خودم سی سالمه🤡

لطفاً یه مناسبت پیدا کنید «حرکت در مه» رو بهم کادو بدید 🗿❤️

خیلی طنز بود بخندیم، هه هه هه

صدای دستگاه چمن زنی از پایین می‌اومد. یه مرد داد می‌زد: «پشت گل یک، پشت گل یک.» صدای فاطمه از تخت بالا اومد: «این مردِ برای چی توی خوابگاه ماست؟» هانیه سرش رو از توی گوشی بیرون آورد:«داره چمنا رو می‌زنه خب، اوا، امروز غذای سلف قرمه سبزیه؟ عالی شد که.»

و در کنار اینا دیدم نویسنده (واقعی) جماعت وقتی شروع به نوشتن داستان می‌کنه رسماً قید زندگی عادیش رو‌ می‌زنه. برای یه سری جلسه به یه نویسنده زنگ زدم، گفت آبان و آذر کامل برای کتاب جدیدمه، هیچ جلسه‌ای قبول نمی‌کنم. قیافه من:

امروز در تماس با یکی از نویسنده‌های ایران فهمیدم وااااااااااقعا نویسنده جماعت خودشه و کلماتش، دو کلمه حرف نمی‌تونه بزنه😭

و در انتها وقتی به دستش آوردی، یادت نره چقدر می‌خواستیش.

وقتی یه چیزی رو که تا دیروز اصلا حواست نبوده داشتی، از دست می‌دی؛ تازه می‌فهمی چقدر باید بابت کوچکترین‌ها شکرگزار باشی.

من امروز یک دایی جان ناپلئون رو از نزدیک دیدم.😭😭😭😭 (فقط کسایی میفهمن چی می‌گم‌ که رمان دایی جان ناپلئون رو خوندن یا فیلمشو دیدن)

و چقدر این اصل در زندگی جریان داره.

استاد باباخانی گفت:«اینکه نقد شدن دردناکه به خاطر اینه که نویسنده با قلبش می‌نویسه اما خواننده با عقلش نقد می‌کنه.»