◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
Ir al canal en Telegram
• ارتباط: @Marziyehalishahi_bot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
387
Suscriptores
+124 horas
+37 días
+430 días
Archivo de publicaciones
این چت جی پی تیم تنها کاری که بلده بکنه اینه که اگه رفتی بزرگترین خلاف دنیا رو هم کردی بگه به به چقدر کار خوبی کردی مرضیه، بیا با هم بررسیش کنیم.
خب زهرمار🗿🔪
دیشب بعد از یک ساعت بازنویسی و تایپ مجدد داستانم، درحالی که رگ کمرم جا به جا شده بود، با ذوق به بچهها گفتم داستانمو تموم کردم.
فاطمه گفت بازم کسی توش مرد؟
اومدم بگم نه، دیدم اینم تهش مرد که.😂
گفتم آره، از کجا فهمیدی؟
خندید، گفت نکشی کسی رو ازت بعیده.
تمومش کردم🗿
در آخر اون چیزی که نوشتن یک داستان رو طولانی میکنه بازنویسیه😭
و تنها علت علاقهی من به داستان کوتاه، روند سریع بازنویسیشه😭
انگاری بعد از یک وقفه طولانی در نوشتن، داستانهای خوبی به ذهنم میرسه.
امیدوارم قلمم بکشه این داستانِ سادهی نیازمند حرفهای بودن رو.
اگه لذتِ جا به جا کردن کتابهای کتابخونهت و بلند شدن بوی کتاب رو میفهمی، دوست خوب منی🫶🏼
There's an image in my mind
Might be a memory or dream
We are bathed in golden light
We are lit like a movie scene
When I think of all our days
I wish that they would all come clear
Repost from پستویی با نامههای خاک خورده.
+1
برشی از امروز؛
- من و خواهر کوچیکِ زیر سقف آسمون، برای حواسپرتی از قطعی برق.
تا به حال ترسیدهای باری دیگر شبیه خودت شوی؟
من از شباهت شبهای جدید زندگیام به گذشتهای که رهایش کردم، میترسم.
