◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
Kanalga Telegram’da o‘tish
390
Obunachilar
+124 soatlar
+37 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
گواهیناممو گم کردم.
از عزیزانی که این مدت با بنده این ور و اون ور رفتن و خاطرهای دارن که بنده گواهینامه گرو گذاشته باشم، خواهشمندیم پیوی اینجانب اظهار یادآوری بفرمایند. متشکرم.
از لحاظ روحی نیاز دارم تمام پیامهای این مدتم رو که توی دیلی روبیکام گذاشته بودم بفرستم اینجا.
الان حس میکنم یه بخشم اون وره یه بخشم اینور.
تمام روز در آئینه گریه میکردم
بهار پنجرهام را
به وهم سبز درختان سپرده بود
تنم به پیلهی تنهاییام نمیگنجید
و بوی تاج کاغذیم
فضای آن قلمرو بیآفتاب را
آلوده کرده بود.
فروغ فرخزاد
مرگ بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام، یعقوب یادم داده است:
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است
نامههایم چشمهایت را اذیت میکند
درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است
چای دم کن، خستهام از تلخی نسکافهها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانهات ؟یا تو سرت بر شانهام؟
فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است.
حامد عسکری
فکر میکردم اتوبوسای مشهد اینطوریه تا اینکه امروز توی BRT یه خاله قزی غرغرویی که در عین حال همش میخندید، دیدم.
دوتا اتوبوس پشت سر هم اومد، گفتم عقبی حتماً خلوتتره، تا سوار شدم، ۴ ایستگاه بیشتر دووم نیاورد، میدون ولیعصر خراب شد. به این میگن چی؟ شانس آفرین.
من و یه ایل آدم و خاله قزی منتظر اتوبوس بعدی بودیم، جدای از حجم جمعیتی که توی اتوبوس به سختی گنجونده شد، یکی جای خالیش رو داد به خاله قزی. اونم کمنذاشت ۴ تا خاله قزی دیگه مثل خودش پیدا کرد، همهی وسیلههاشونو از دستشون گرفت گذاشت روی پاش. به دختر روبهروییش هم بلند بلند میگفت، بیا مادر توام کاپشنتو بده من. از دختر انکار از خاله قزی اصرار، کاپشن و چارچنگولی گرفت زد زیر بغلش.
و خاله قزی پشت دنیایی از وسایلی که از دور و بریها که ایستاده بودن، گرفته بود، گم شد.
وای بچهها معنیش...
به این درخت نگاه کن، بدون برگهاش غمگینه.
به این دختر نگاه کن، موهای فر و قشنگش.
به این مرد نگاه کن، فقط با دستهاش دوستش داره.
دوباره به این درخت نگاه کن، داره برای اون گریه میکنه.
ما هزاران نفر مثل هم هستیم.
ما شکنندهایم، درست مثل شیشه.
هنوز توی قافیهها گم شدیم.
اون مثل یه میلیون پروانهست.
اون نور چشمهای منه، چشمهای کورم.
به این درخت نگاه کن، داره با اون گریه میکنه.
به این دختر نگاه کن، چون یه رویایی داشت.
به این مرد نگاه کن، فقط توی ذهنش دوستش داره.
و به من نگاه کن، من مثل این درختم.
There are thousands of us ما هزاران نفر مثل هم هستیم. We are feeble like glass ما شکنندهایم، درست مثل شیشه. هنوز توی قافیهها گم شدیم.اون مثل یه میلیون پروانهست. اون نور چشمهای منه، چشمهای کورم.
:)))
