◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
Открыть в Telegram
386
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+330 дней
Архив постов
نبودی در خیابان گریه کردم
نشستم زیر باران گریه کردم
برایت نذر کردم قطره قطره
من از قم تا خراسان گریه کردم
محسن حیدری
معصومه (هم اتاقیم) به هیچکدوممون حس ناکافی بودن نمیده. کافیه باهاش دوست بشید که اعتماد به نفستون بره بالا.
کلی تعریف میکنه از کوچکترین چیزها. اصلاً... 🎀🎀
به من میگه پِنِلوپه (وانیلوپه)😭🎀
فراموش نخواهم کرد که مرا گُل روییده در ویرانهات خواندی. گفتم مراقب باش، گل در ویرانه زنده نمیماند، ویرانه را بساز. ناراحت شدی. اما حالا دیدی گلت در ویرانههایت خشکید. نه؟
🌙𝔾𝕠𝕠𝕕𝕓𝕪𝕖, 𝕞𝕪 𝕗𝕒𝕧𝕠𝕣𝕚𝕥𝕖 𝕤𝕥𝕣𝕒𝕟𝕘𝕖𝕣.
𝕀 𝕘𝕦𝕖𝕤𝕤 𝕨𝕖’𝕝𝕝 𝕓𝕖 𝕤𝕥𝕣𝕒𝕟𝕘𝕖𝕣𝕤 𝕒𝕘𝕒𝕚𝕟, 𝕓𝕦𝕥 𝕥𝕙𝕚𝕤 𝕥𝕚𝕞𝕖 𝕨𝕚𝕥𝕙 𝕞𝕖𝕞𝕠𝕣𝕚𝕖𝕤.
𝕋𝕙𝕒𝕟𝕜 𝕪𝕠𝕦 𝕗𝕠𝕣 𝕖𝕧𝕖𝕣𝕪𝕥𝕙𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦 𝕕𝕚𝕕 𝕗𝕠𝕣 𝕞𝕖.
𝕀 𝕜𝕟𝕠𝕨 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕥𝕣𝕦𝕝𝕪 𝕞𝕚𝕤𝕤 𝕪𝕠𝕦
𝕪𝕠𝕦𝕣 𝕝𝕒𝕦𝕘𝕙,
𝕪𝕠𝕦𝕣 𝕤𝕞𝕖𝕝𝕝,
𝕪𝕠𝕦𝕣 𝕤𝕞𝕚𝕝𝕖,
𝕒𝕟𝕕 𝕖𝕧𝕖𝕣𝕪𝕥𝕙𝕚𝕟𝕘 𝕒𝕓𝕠𝕦𝕥 𝕪𝕠𝕦.
𝕀𝕗 𝕨𝕖 𝕟𝕖𝕧𝕖𝕣 𝕞𝕖𝕖𝕥 𝕒𝕘𝕒𝕚𝕟,
𝕀 𝕙𝕠𝕡𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝕓𝕖 𝕙𝕒𝕡𝕡𝕪 𝕗𝕠𝕣 𝕥𝕙𝕖 𝕣𝕖𝕤𝕥 𝕠𝕗 𝕪𝕠𝕦𝕣 𝕝𝕚𝕗𝕖.
𝕋𝕙𝕒𝕟𝕜 𝕪𝕠𝕦…
𝕒𝕟𝕕 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝕗𝕠𝕣 𝕥𝕙𝕖 𝕝𝕒𝕤𝕥 𝕥𝕚𝕞𝕖.
پارو میزنم در خشکی، به امید رسیدن به آب.
و نمیدانم که دریای مقابل، سراب است. انتهای عمق آن شاید به دو متر هم نرسد، کف قایق به زمین میخورد.باید قایق را رها کرد، باید دوید.
سلام.
من تصمیم گرفتم در کنار سایر کتابها، بهطور جدی از تاریخ مطالعه داشته باشم.
و تنها کاری که میتونم بکنم اینه که سیر مطالعاتی راه بندازم.
سیر مطالعه به طور اختصاصی از حکومت پهلوی شروع میشه. بهترین و جامعترین کتابها از هردو جبهه انتخاب شده (هنوز به تایید نهایی نرسیده با چندتا استاد هم بالا پایینش میکنم، لیست نهایی و میذارم)
خلاصه که موافق هستید؟
هرجور فکر کردم دیدم برای خروج از یک تفکر دگم، باید مطالعه داشت…و چی بهتر از منابع دست اول؟
