Charlie Brown 🤎
Kanalga Telegram’da o‘tish
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
Ko'proq ko'rsatish228
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kun
+1330 kun
Postlar arxiv
از فقیر بودن ذهنم همین قدر بگم که
ما یک اتاق خونه مون کم داریم ( چون اومدن آدرین رو پیش بینی نکرده بودیم )
دیروز به بابام گفتم
باید زودتری ازدواج کنم و برم تا آدرین بزرگ نشده و اتاق جدا نخواسته .
بی تو آوارم و بر خویش فرو ریختهام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من
| حسین منزوی |
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق، به امضا شدنش می ارزد
گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد
با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد
دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد
سالها ... گر چه که در پیله بمانَد غزلم
صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد
| علی اصغر داوری |
امیدوارم اونی که این پیام هام رو فوروارد کرده همون فرشته ای باشه که خدا نه بهش نمیگه .
اصلا صلاح و مصلحت رو ولش کن این دفعه خدایا
تو این آرزوی ما رو برآورده کن
من خودم قول می دم به غلط کردن اگر افتادم جیکم در نیاد .
أتخيل لمسة يدك فيحدثُ في صدري
شيءٌ يشبه فتح النوافذ.
«گرفتنِ دستت را تصور میکنم و در سینهام
چیزی شبیه باز شدنِ پنجرهها اتفاق میافتد...»
