•آسـیمه•
Kanalga Telegram’da o‘tish
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
196
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-330 kun
Postlar arxiv
196
سلام
لطفا شعرهای باکیفیت در مورد نامردی معشوق و هم نازکشیدن ازش بفرستید
بعد خواهش میکنم دوستان متن های هجو آهنگ ها رو نفرستن
ممنون
196
بعد حالا من وقتی که سرعت بالا میره پنیک میکنم، مثلا مریضها زیاد میشه😂
کلینیک رویاییم روزی پنج تا مریض داره که میشینم با دقت تمریناتشون رو چک میکنم، هرجلسه آپدیت میکنم تمرینات رو، حسابی بررسی میکنم تغییر وضعیتش رو و...
ولیییی
اینجوری ورشکست میشم🙏🏻
196
نکته جالب همینجاست،
بطور کل ویژگی رومخی میتونه باشه😂
ولی بیمارهایی که میان فیزیوتراپی دقیقا نیاز به همین دارن،
درمانشون بعضا پروسههای طولانیه، قدمبهقدمه، محدودیت دارن، ناتوانی دارن، بخاطر شرایط پیشآمده خیلی وقتها مشکلات روحی دارن، باید واقعا حوصله گذاشت براشون.
196
هر مشخصهای میتونه در جای خاص خودش بازدهش رو داشته باشه،
مثلا من آدم کندی ام:)
نیاز به سرعت به شدت میتونه مضطربم کنه، اطرافیان هم تو کارهایی که نیاز به سرعت زیاد باشه بعضی وقتا ازم کلافه میشن.
این خیلی جاها مشخصه مثبتی نیست، ولی دقیقا در توانبخشی مشخصه مثبتیه چون حیطهٔ نیازمند حوصلهای هست.
196
واقعا هرکسی را بهر کاری ساختند؛
مثلا من واقعا آدم کارهای آروم و باحوصله و پروسهای ام، آدم همراه شدن با بیمار نیازمندِ کمک و قدم به قدم با دردهاش جلو اومدن و همدردی کردن و درک کردنم. آدم زمانگذاشتنم، آدم حس آرامش و امنیت دادن به بیماریام که الان بخاطر شرایطش بسیار مشوش و دپرسه و شاید خاطرات خوبی هم از مراکز درمانی نداشته باشه.
من کاملا آدم توانبخشی ام.
196
ولی
من کلا از شعرهای موضوعی استقبال میکنم و دوست دارم، قبلا هم زیاد شعرهای موضوعی میذاشتم؛
هر موقع خواستید میتونید موضوع یا کلمه بدید باهاش شعر بذاریم باهمدیگه.
196
اینو میبینی دلت خنک میشه
ولی ادامهشو میخونی میگی آخیی چطور تونست همچین حرفی بزنه🥺
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت:
ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
196
مرا نتوان به ناز و سرگرانی صید خود کردن
نگردم گرد معشوقی که گرد دل نمیگردد!
#صائب_تبریزی
196
تغافل برد از حد، شوخچشم من نمیداند
جفا قدری، ستم حدی و ناز اندازهای دارد
#مجذوب_تبريزی
196
ناز کن شیرینغزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذتآور شهناز دارد چشم تو
مینوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
کار حیرتآوری در چشمهایت دیدهام
دختر پیغمبری؟ اعجاز دارد چشم تو
در نگاهت خواندهام اشعار نغز “خواجه” را
جلوههای گلشن شیراز دارد چشم تو
پشت چشمان سیاهت روشنی خوابیده است
یک چمن، یک باغ، چشمانداز دارد چشم تو
میبرد عطر نگاهت عقل و هوشم را، مگر
شیشهٔ عطر غزل را باز دارد چشم تو
#فردوس_اعظم
