لئون نیکولایویچ.
Kanalga Telegram’da o‘tish
غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
مثلا قرار بود آدمها آسونتر کنن زندگی رو برامون. اینا گند نزنن تو زندگی من، آسونتر کردنشون رو نخواستم.
ولی آخه من واقعا همیشه عاشق تابستون بودم. جدای گرماش، از نظر نبود مدرسه و درس و این چیزها واقعا روانم آروم بوده همیشه تو این سه ماه کوفتی.
ببخشید واقعا نمیخوام برم تو فازِ "وای من از همه بدبختترم" ولی از زمین و زمان عصبانیام. خیلی خیلی عصبانیام و نمیدونم گریه گزینهی بهتریه یا فحشهای رکیک.
کتابه دربارهی منتال هلثه. کاش همون موقع که انگیزهی خریدنشو داشتم، میخوندمش. الان دیگه واقعا چه منتالی؟ چه هلثی؟
وقیحی. روزها میگذرن، ماهها و سالها میگذرن و از وقاحتت کم نمیشه. تجربهی نحسی که باعثش شدی، داره ذره ذره روحم رو نابود میکنه ولی من هنوز هم ذرهای عذاب وجدان تو چشمهات نمیبینم. چطور میتونی سرت رو بالا بگیری و بدون کوچیکترین ردی از پشیمونی و شرم تو چشمهام نگاه کنی؟ چطور میتونی شبها آروم بخوابی؟ تو کثیف بودی ولی این منم که نمیتونم رد کثافت رو از وجودم، از روحم، از ذهنم که فراموش نمیکنه اون روز نحس رو، پاک کنم. برام سواله که اصلا پشیمون شدی؟ فقط یکم هم که شده، احساس گناه کردی؟ هنوز هم نمیفهمم چطور تونستی انقدر خودت رو برام نفرتانگیز کنی. پستی. وجودت حالم رو بهم میزنه. حالم رو بهم میزنی.
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
دست مرا بگیر و با خود، در یکی از سریالهای موردعلاقهات غرقم کن.
زندگی خیلی سخته وقتی دلت میخواد با hard to approachترین آدم دنیا حرف بزنی ولی اون hard to approachتر از این حرفهاست.
