لئون نیکولایویچ.
Kanalga Telegram’da o‘tish
غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
ببین میدونم. منتهی مسئله فقط یه آزمون و یه درصد و یه دانشگاه نیست. یه سری مسائل جزئیتر ولی مهمتر وجود دارن که خیلی چیزاشون به همین یه دونه آزمون بستگی داره ولی خب اینجا جاش نیست آدم همهچیز رو توضیح بده و ناراحتی من بیشتر به خاطر همون مسائله.
نمی خوام امید الکی بدم ولی وقتی یه آزمونی سخت باشه برای همه سخته ، یعنی باید به اینم فکر کنی که اگه تو نتونستی سوالی رو جواب بدی قطعا خیلی های دیگه هم نتونستن پس این خودش یه چیز مثبت می تونه باشه چون رتبه تو قراره در مقایسه با همونا حساب بشه، کلا بخوایم سهمیه ای ها رو جدا کنیم اونا که هیچی اونا الان جا واسشون آماده ست، ما دانش آموزای عادی نسبت به همدیگه سنجیده میشیم و معمولاً هممون از یه سری منابع محدود استفاده کردیم و اگر یکی درصد کمی از امتحان و زده پس یعنی خیلی های دیگه مثل اون درصد کمی زدن که باعث میشه مثلا تو اگر چند تا سوالو درست زده باشی نسبت به اونی که منفی زده شانس بیشتری بیاری
اصلا نمیدونید چقدر خوشحال بودم و انرژی داشتم تا قبل از پخش سوالا. لبخند از روی لبم پاک نمیشد.
خیلی خستهام. مغز و روحم خستهست. افتادم گوشهی اتاق و هیچ توانی برای بلند شدن ندارم.
حقیقتش غم و پوچی کل وجودم رو گرفته. از سر جلسه تا چند دقیقه پیش فقط تندتند پلک میزدم تا اشکهام پایین نیان. اومدن دیگه بالاخره و الان انقدر گریه کردم که چشمهام درد گرفتن ولی بازم انگار تمومی ندارن این اشکها. هیچ ایدهای ندارم که چطور قراره بشه ولی اصلا طوری که انتظارش رو داشتم نبود. من خیلی آماده بودم، خیلی امیدوار بودم ولی، نمیدونم. هیچی نمیدونم. شاید مسخره به نظر بیاد ولی با خودم میگم کاش هنوز کنکوری بودم چون اصلا دلم نمیخواست اینطوری، انقدر پوچ و گُم، "آزاد" بشم.
هی سما می گفت خداکنه نزدیک کولر نیفته و من اینجوری بودم که وا ! من از خدامه نزدیک کولر باشم تو این گرما، یههه جوووری دهنم از سرما صاف شد که وقتی رسیدم خونه هنوزم تنم یخ بود 👹🤣🤣💔
