uk
Feedback
لئون نیکولایویچ.

لئون نیکولایویچ.

Відкрити в Telegram

غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
ولی واقعا ممنونم بابت حرفات قلبم، برام ارزشمنده.

ببین می‌دونم. منتهی مسئله فقط یه آزمون و یه درصد و یه دانشگاه نیست. یه سری مسائل جزئی‌تر ولی مهم‌تر وجود دارن که خیلی چیزاشون به همین یه دونه آزمون بستگی داره ولی خب اینجا جاش نیست آدم همه‌چیز رو توضیح بده و ناراحتی من بیشتر به خاطر همون مسائله.

نمی خوام امید الکی بدم ولی وقتی یه آزمونی سخت باشه برای همه سخته ، یعنی باید به اینم فکر کنی که اگه تو نتونستی سوالی رو جواب بدی قطعا خیلی های دیگه هم نتونستن پس این خودش یه چیز مثبت می تونه باشه چون رتبه تو قراره در مقایسه با همونا حساب بشه، کلا بخوایم سهمیه ای ها رو جدا کنیم اونا که هیچی اونا الان جا واسشون آماده ست، ما دانش آموزای عادی نسبت به همدیگه سنجیده میشیم و معمولاً هممون از یه سری منابع محدود استفاده کردیم و اگر یکی درصد کمی از امتحان و زده پس یعنی خیلی های دیگه مثل اون درصد کمی زدن که باعث میشه مثلا تو اگر چند تا سوالو درست زده باشی نسبت به اونی که منفی زده شانس بیشتری بیاری

نیاز به شکلات‌های ریموس دارم.

این کنکور عین یه مرگ‌خوار تمام انرژی و حال خوب رو از تنم کشید بیرون.

اصلا نمی‌دونید چقدر خوشحال بودم و انرژی داشتم تا قبل از پخش سوالا. لبخند از روی لبم پاک نمی‌شد.

خداروشکر.

ای وای 😭

آره عشقم ❤️

خیلی خسته‌ام. مغز و روحم خسته‌ست. افتادم گوشه‌ی اتاق و هیچ توانی برای بلند شدن ندارم.

من واسه حساسیتم می گفتم. دقیقا هم افتاده بودم زیر پنکه.

من ندیدم اون موقع پیامتو. به موقع رسیدی؟

حقیقتش غم و پوچی کل وجودم رو گرفته. از سر جلسه تا چند دقیقه پیش فقط تندتند پلک می‌زدم تا اشک‌هام پایین نیان. اومدن دیگه بالاخره و الان انقدر گریه کردم که چشم‌هام درد گرفتن ولی بازم انگار تمومی ندارن این اشک‌ها. هیچ ایده‌ای ندارم که چطور قراره بشه ولی اصلا طوری که انتظارش رو داشتم نبود. من خیلی آماده بودم، خیلی امیدوار بودم ولی، نمی‌دونم. هیچی نمی‌دونم. شاید مسخره به نظر بیاد ولی با خودم می‌گم کاش هنوز کنکوری بودم چون اصلا دلم نمی‌خواست اینطوری، انقدر پوچ و گُم، "آزاد" بشم.

هی سما می گفت خداکنه نزدیک کولر نیفته و من اینجوری بودم که وا ! من از خدامه نزدیک کولر باشم تو این گرما، یههه جوووری دهنم از سرما صاف شد که وقتی رسیدم خونه هنوزم تنم یخ بود 👹🤣🤣💔

می خوام ۲ راه بیفتم، دیره؟

من حتی حاضرم نشدم

الان یکمی زود نیست؟

همکلاسیام اینجا چیکار می‌کنن وای.

یه چهره‌های آشنایی رو می‌بینم که اصلا نمی‌دونم کجا قبلا دیدمشون.

خدایا خواهش می‌کنم از کولر دور باشم. خواهش می‌کنم.