uz
Feedback
…اینجا یه نفر دیونه بارونه…

…اینجا یه نفر دیونه بارونه…

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا قراره فقط غر بزنم. https://t.me/SendHarfBot?start=82a54b8c8552

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
223
Obunachilar
-424 soatlar
+57 kun
-930 kun
Postlar arxiv
اون قند بود، لای اون همه روزِ سیاه.

چرا یهو هوا اینقد جهنمی و‌گرم شد

خدایا ی امروز بخیر بگذره .

کاش هیچوقت همچین روزایی نمیدیدم کاش هیچوقت همچین غمی رو تجربه نمیکردم

دیشب خواب دیدم رضا بازم از اول مرده یعنی همه چییی رو از اول دیدم لحظه ای ک توی ی کاور مشکی گذاشتنش لحظه ای ک میخواستن خاکش کنن و نمیزاشتن برای اخرین بار بغلش کنم و ثانیه اخری ک بغلش کردم … اینقدری حالم بد شده ک انگاری یبار دیگه از دستش دادم یبار دیگه با چشای خودم دیدم ک خاکش کردن

ب مو میرسه ولی پاره نمیشه صبر کنید صبر جوابه

«آن داغ ننگ خورده که می خندید، بر طعنه های بیهده من بودم! گفتم که بانگ هستی خود باشم، اما دریغ و درد که ((زن)) بودم!!»

ولی خودمونیماا حقمون این زندگی نبود.

از بچه ها هم متنفرم

از هرگونه روابط انسانی خستم

وای جدی دلم دور شدن از ادمارو میخواد تو این لحظه

دلم برا بچه همسایمون هم تنگ شده البته همسایه یکم دورمون

هیچی یهویی خواستم بگم دلم برای فاطمه ها تنگ شده و خاک تو سرشون ک نمیان خونمون خدافز

برو بابا، من نمیتونم هم دنده عقب بگیرم هم تصادف نکنم. باید یکیشو انتخاب کنید.

می رود عمر چه در بند جهانید شما...

آدمِ درستت، هیچ‌وقت باعث نمی‌شه احساس سردرگمی کنی.