My opinions
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
📈 Telegram kanali My opinions analitikasi
My opinions (@opinionwave) kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 14 129 obunachidan iborat bo'lib, Boshqa toifasida -o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 14 129 obunachiga ega bo‘ldi.
12 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 14 354 ga, so‘nggi 24 soatda esa -750 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 2.40% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 4.36% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 349 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 635 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 3 ta reaksiya keladi.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Kanal uchun tavsif kiritilmagan.
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 13 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Boshqa toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
14 129
Obunachilar
-75024 soatlar
+13 8107 kun
+14 35430 kun
Postlar arxiv
14 129
+1
۲.عملیات نظامی چه خسارتی وارد کرد؟
پیش از اشغال، آمریکا کارزار گستردهای از بمبارانهای هوایی را علیه ژاپن اجرا کرد. حملات آتشزا به شهرهایی مانند توکیو، اوزاکا، کوبه و ناگویا باعث ویرانی وسیع مناطق شهری شد. سپس بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی به پایان سریعتر جنگ انجامید، اما همزمان تلفات انسانی بسیار سنگینی بر جای گذاشت.
14 129
۱.ژاپن پیش از اشغال
تا تابستان ۱۹۴۵، اقتصاد ژاپن در آستانه فروپاشی قرار داشت. نیروی دریایی و بخش بزرگی از نیروی هوایی نابود شده بود، بسیاری از شهرهای بزرگ در اثر بمبارانهای متعارف آسیب دیده بودند و دو بمب اتمی هیروشیما و ناگاساکی نیز خسارت انسانی و مادی بیسابقهای بر جای گذاشتند. دولت ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ تسلیم شد و در ۲ سپتامبر همان سال اسناد تسلیم رسمی را امضا کرد.
در زمان آغاز اشغال، میلیونها نفر با کمبود غذا، مسکن، سوخت و خدمات درمانی روبهرو بودند و بخش بزرگی از زیرساختهای صنعتی کشور از بین رفته بود
14 129
پیوست شماره ۲: اشغال ژاپن ۱۹۴۵-۱۹۵۲
ارتش آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با مردم ژاپن چگونه رفتار کرد؟
نکته مهم: اشغال ژاپن یکی از معدود نمونههایی در تاریخ است که یک کشور شکستخورده، بدون مقاومت مسلحانه گسترده، تحت اشغال کامل قرار گرفت و طی هفت سال ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن دگرگون شد. برخلاف آلمان، ژاپن تقریباً بهطور کامل تحت اداره نیروهای آمریکایی و فرماندهی ژنرال داگلاس مکآرتور قرار داشت. این تجربه بعدها به یکی از مهمترین الگوهای مطالعات «بازسازی پس از جنگ» تبدیل شد. (Office of the Historian؛ National Diet Library؛ Britannica)
14 129
اگر این چارچوب را برای تحلیل بحران ایران و آمریکا به کار ببریم، میتوان استدلال کرد که راهبرد واشنگتن در سالهای اخیر از مرحله منصرفسازی و سپس بازدارندگی عبور کرده و به منطق وادارسازی نزدیک شده است. در این برداشت، دیگر هدف صرفاً جلوگیری از یک اقدام آینده نیست، بلکه تلاش برای تغییر رفتار موجود ایران است؛ از برنامه هستهای و موشکی گرفته تا سیاستهای منطقهای و نوع تعامل با غرب. در چنین وضعیتی، ابزارهایی مانند تحریمهای اقتصادی، تهدید نظامی، نمایش قدرت، حملات محدود و همزمان پیشنهاد مذاکره، اجزای یک راهبرد واحد محسوب میشوند، نه سیاستهایی متناقض.
از این منظر، میتوان رفتار دولت ترامپ را نیز بیشتر در چارچوب وادارسازی تحلیل کرد تا بازدارندگی. در این چارچوب، فشار نظامی و اقتصادی به خودی خود هدف نیست؛ بلکه وسیلهای برای تغییر محاسبات طرف مقابل و کشاندن او به پذیرش شرایط جدید است. به همین دلیل، تهدید و مذاکره در کنار یکدیگر قرار میگیرند. مذاکره زمانی آغاز میشود که فشار، هزینه ادامه وضعیت موجود را برای طرف مقابل افزایش داده باشد. این همان چیزی است که شلینگ آن را «دیپلماسی مبتنی بر تهدید» یا دیپلماسی اجبار مینامد؛ راهبردی که در آن قدرت نظامی بیش از آنکه برای جنگیدن به کار رود، برای اثرگذاری بر تصمیم سیاسی رقیب استفاده میشود.
14 129
تصویر تفاوت سه مفهوم مهم در نظریه شلینگ را نشان میدهد. در منصرفسازی هدف این است که رقیب حتی به دنبال ایجاد یک توانایی جدید نرود؛ مانند جلوگیری از آغاز یک برنامه تسلیحاتی. در بازدارندگی فرض بر این است که طرف مقابل توانایی انجام یک اقدام را دارد، اما هنوز آن را آغاز نکرده است و باید از شروع آن منصرف شود. اما وادارسازی مرحلهای متفاوت است؛ زمانی که رقیب اقدامی را آغاز کرده و هدف این است که او را مجبور به توقف، عقبنشینی یا تغییر رفتار کنی.
14 129
به همین دلیل، در راهبرد وادارسازی، تهدید بهتنهایی کافی نیست. تهدید باید باورپذیر باشد، هزینه ادامه مقاومت را افزایش دهد و همزمان یک مسیر خروج نیز برای طرف مقابل باقی بگذارد. اگر هیچ راهی برای عقبنشینی آبرومندانه وجود نداشته باشد، احتمال مقاومت و حتی تشدید بحران بیشتر میشود. به همین علت، بسیاری از نظریهپردازان معتقدند موفقترین نمونههای وادارسازی، آنهایی هستند که هم فشار وارد میکنند و هم امکان توافق را حفظ میکنند.
در عمل، وادارسازی معمولاً از ترکیب چند ابزار شکل میگیرد؛ تحریمهای اقتصادی، فشار دیپلماتیک، نمایش قدرت نظامی، استقرار نیروها، عملیات محدود یا حتی تهدید به استفاده از زور. هدف این اقدامات الزاماً آغاز جنگ نیست، بلکه تغییر محاسبات طرف مقابل است. در این منطق، جنگ شکست دیپلماسی محسوب میشود، زیرا اگر وادارسازی موفق باشد، کشور هدف پیش از ورود به جنگ، رفتار خود را تغییر خواهد داد.
به همین دلیل، در بسیاری از بحرانهای بینالمللی مشاهده میکنیم که تهدید و مذاکره بهصورت همزمان پیش میروند. این دو نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگر هستند. فشار، قدرت چانهزنی را افزایش میدهد و مذاکره، مسیر دستیابی به هدف سیاسی را فراهم میکند. از نگاه شلینگ، ارزش تهدید در عملی شدن آن نیست؛ بلکه در این است که بدون نیاز به استفاده از زور، تصمیم طرف مقابل را تغییر دهد.
14 129
وادارسازی (Compellence)
یکی از مهمترین مفاهیمی که در مطالعات استراتژی کمتر به آن پرداخته میشود، «وادارسازی» است؛ مفهومی که نخستین بار بهصورت نظاممند توسط توماس شلینگ، برنده جایزه نوبل اقتصاد و از برجستهترین نظریهپردازان استراتژی، مطرح شد. برخلاف تصور رایج، همه تهدیدهای نظامی برای جلوگیری از جنگ یا آغاز جنگ نیستند. گاهی تهدید، صرفاً ابزاری برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری است که در شرایط عادی حاضر به انجام آن نیست.
شلینگ میان دو مفهوم اساسی تمایز قائل میشود؛ بازدارندگی (Deterrence) و وادارسازی. بازدارندگی به این معناست که کشوری تلاش میکند مانع انجام یک اقدام از سوی رقیب شود؛ یعنی پیام آن این است که «این کار را انجام نده، زیرا هزینه سنگینی خواهی پرداخت.» اما وادارسازی دقیقاً برعکس عمل میکند. در اینجا هدف آن است که طرف مقابل را مجبور کنی اقدامی را انجام دهد یا سیاستی را تغییر دهد؛ حتی اگر تمایلی به این کار نداشته باشد.
14 129
+3
مفهوم «کشتن بدون انفجار)
فرض کنید دو بوکسور در حال مبارزه هستند. یکی از آنها بسیار قویتر است. اما درست قبل از شروع مبارزه، نور سالن خاموش میشود و او دیگر حریفش را نمیبیند. قدرت بدنیاش از بین نرفته است. اما دیگر نمیتواند از آن قدرت استفاده کند. جنگ الکترونیک دقیقاً همین کار را با ارتشها انجام میدهد. ارتش را نابود نمیکند؛ توانایی استفاده از قدرتش را مختل میکند.
جمعبندی
در جنگهای مدرن، همیشه لازم نیست یک تانک یا جنگنده را منهدم کنید. گاهی کافی است ارتباط آن را با شبکه فرماندهی قطع کنید، سامانه ناوبریاش را دچار اختلال کنید یا رادارش را فریب دهید. به همین دلیل، جنگ الکترونیک امروز به یکی از مهمترین میدانهای رقابت قدرتهای نظامی تبدیل شده است؛ میدانی که اغلب پیش از شلیک اولین گلوله آغاز میشود و میتواند نتیجه نبرد را تغییر دهد.
14 129
+2
خودروهای جنگ الکترونیک
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم جنگ الکترونیک فقط برای کشورهای بزرگ است. امروز حتی گروههای مسلح غیردولتی هم از تجهیزات ساده ایجاد پارازیت، اخلال در پهپادهای تجاری یا شنود ارتباطات استفاده میکنند. البته توان آنها قابل مقایسه با ارتشهای بزرگ نیست، اما همین موضوع نشان میدهد که قدرت الکترونیکی دیگر انحصار چند کشور محدود نیست.
جنگ الکترونیک فقط دفاع نیست؛ فریب هم هست. فرض کنید رادار دشمن بهجای یک جنگنده، ده هدف خیالی ببیند. یا تصور کند یک ناو در نقطهای قرار دارد، در حالی که آن ناو کیلومترها دورتر است. در این حالت، دشمن ممکن است موشکهای خود را به سمت اهداف اشتباه شلیک کند. به همین دلیل، جنگ الکترونیک فقط خاموش کردن تجهیزات نیست؛ وادار کردن دشمن به تصمیم اشتباه هم هست.
14 129
مطالب جمعآوری یا نوشته شده(از شماره۵۳تا۱۰۰)
پست مربوط به پستهای شماره ۱ تا ۵۲
۵۳.بمب هدایت شونده AGM-154C JSOW
۵۴.بازدارندگی قسمت دو در چهار پست
۵۵.مقاله | بازدارندگی از طریق اسارت
۵۶.ادامه قسمت دوم جنگ بعدی را موشکها نمیبرند در دو پست و پایان این قسمت
۵۷.وادارسازی و ربط آن با بحران ایران و آمریکا در چهار پست
۵۸.رفتار ارتش ها قسمت اول بخش اول پیوست شماره دو و اتمام بخش اول در ۷ پست
۵۹.جنون امنیت | مقدمه
۶۰.پیشبینی نظری یا فرضیه قابل آزمون
۶۱.شبکهها میبرند قسمت سوم هوش مصنوعی و جنگ در ۸ پست
۶۲.وضعیت ناو ها ۲۱ جولای
۶۳.ناتوانی یا خستگی استراتژیک آمریکا
۶۴.اثر معکوس فشار حداکثری مقدمه در ۵ پست
۶۵.معادله جدید در جنگهای این قرن: دریا مقدمه در دو پست
۶۶.بازدارندگی متقابل همراه با یک مثال واقعی و تازه
۶۷.آخرین وضعیت پایگاه دیگو گارسیا
۶۸.چرا جنگها طولانی میشوند؟
۶۹.حد وسط نداریم یا جنگ یا اقتصاد کشور
۷۰.ادامه پست ۶۶ و بازدارندگی متقابل در ۳ پست
۷۱.جنگ اوکراین قواعد جدید نبرد قسمت اول در ۵ پست
۷۲.پست پیشنهادی | نقش پهبادها
۷۳.حملات جمهوری اسلامی به اردن
۷۴.نمونه تهدید درست بازدارندگی مثال تازه:جمهوری اسلامی
۷۵.الگوی حملات
۷۶.نوشته روز و اعزام گسترده نیرو و تجهیزات توسط آمریکا
۷۷.هزینه اقتصاد جهانی دارد سنگینتر میشود آبراههای جهانی در مسیر ناامنی
۷۸.هنجار اجتماعی و استفاده از آن
۷۹.معادله جدید در جنگ اوکراین قسمت دوم در ۷ پست
۸۰.نوشته روز ترامپ و حرفهای متناقضش
۸۱.نقد راهبرد نظامی ایالات متحده آمریکا
۸۲.عددها را با قبل باید مقایسه؟ | بزرگنمایی ارتش آمریکا
۸۳.نوشته روز حملات هدفمند جمهوری اسلامی
۸۴.بمب هستهای آیا تاسیسات زیرزمینی را میتواند نابود کند؟طرح یک توییت
۸۵.مرور یک گزارش و نقض پست شماره ۸۴ در چهار پست
۸۶.ذخایر موشک پاتریوت
۸۷.انتقال سریع هیمارس و سناریوهای آن
۸۸.وظیفه ارتش
۸۹.نوشته روز منطقه وارد مرحله جدیدی شده است
۹۰.دو ویدیو در مورد پست جنگ اوکراین و قضیه پهباد های ارزان
۹۱.نهادسازی تاریخ | قانون
۹۲.جهانی شدن جنگ شوخی بردار نیست. بیتفاوتی دنیا به اتفاقات خاورمیانه
۹۳.محاصره دریایی ادامه دارد
۹۴.نوشته روز مدیریت تنش
۹۵.وضعیت هواپیماهای سوخترسان در اسرائیل
۹۶.تحلیل خسارتهای وارده به آمریکا در سه پست
۹۷.هدف پدافند هوایی چیست؟
۹۸.تو برای من کار میکنی
۹۹.مصاحبه پیتر تیل
۱۰۰.چه روندی در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل انجام داد.
14 129
منطق این نوع بازدارندگی ساده است حکومت میخواهد به جامعه یک پیام واضح بدهد اگر از این خط عبور کنید ممکن است سرنوشت شما هم مثل او شود در اینجا فرد بازداشت شده فقط یک مجرم یا متهم نیست بلکه به یک پیام سیاسی تبدیل میشود پیامی که قرار است هزینه مخالفت یا حتی تحقیق و فعالیت مستقل را به دیگران یادآوری کند بنابراین بازداشت یک نفر در واقع سرمایهگذاری برای کنترل رفتار تعداد زیادی از افراد است نه صرفا مجازات همان شخص
نکته جالب اینجاست که در نظریه کلاسیک بازدارندگی همیشه گفته میشد ترس مهمترین عامل موفقیت است یعنی اگر طرف مقابل از پیامدهای یک اقدام بترسد آن اقدام را انجام نمیدهد اما این مقاله میگوید ماجرا خیلی پیچیدهتر از ترس است وقتی انسانی بازداشت میشود فقط نمیترسد بلکه ممکن است احساس تحقیر شرم و از دست دادن اختیار هم بکند و دقیقا همین احساسات میتوانند نتیجهای برعکس ایجاد کنند یعنی فرد بعد از آزادی تلاش کند دوباره اختیار و هویت خودش را به دست بیاورد و حتی مقاومتر از قبل شود به همین دلیل هر بازدارندگیای الزاماً موفق نیست و گاهی خودش بذر مقاومت آینده را میکارد
نویسنده برای اثبات این ایده سراغ چین رفته و نشان داده که در برخی موارد بازداشت استادان دانشگاه پژوهشگران ناشران و فعالان مدنی فقط برای متوقف کردن همان افراد نبوده بلکه هدف اصلی این بوده که دیگران نیز از انجام فعالیت مشابه منصرف شوند یعنی حکومت با نشان دادن هزینه رفتار مستقل سعی کرده محیطی ایجاد کند که افراد قبل از هر اقدامی خودشان خودسانسوری کنند چون دیگر نیازی نیست همه را بازداشت کنی کافی است چند نفر را بازداشت کنی تا بقیه پیام را دریافت کنند
یکی از مثالهای مقاله مربوط به بازداشت یک استاد تاریخ ژاپنی است که باعث شد بسیاری از پژوهشگران خارجی سفرهای تحقیقاتی خود به چین را لغو کنند یا با احتیاط بسیار بیشتری عمل کنند در واقع هدف فقط همان استاد نبود بلکه جامعه دانشگاهی بود تا این پیام را دریافت کند که ورود به بعضی موضوعات ممکن است هزینه شخصی سنگینی داشته باشد و همین موضوع باعث شد بسیاری از پژوهشگران رفتار خود را تغییر دهند بدون اینکه حتی مستقیماً تهدید شده باشند
این دقیقاً همان چیزی است که در علوم سیاسی به آن اثر نمایشی بازدارندگی گفته میشود یعنی مجازات یک نفر برای تغییر رفتار صدها یا هزاران نفر دیگر در چنین شرایطی حکومت حتی لازم نیست دائماً از زور استفاده کند چون افراد بعد از مشاهده یک نمونه واقعی خودشان محدودیت را در ذهنشان بازسازی میکنند و این همان قدرت واقعی بازدارندگی است زمانی که ترس از مجازات به خودکنترلی تبدیل میشود.
اما مقاله یک هشدار مهم هم میدهد بازدارندگی همیشه پایدار نیست اگر فرد یا گروهی احساس کند هویت و شأن او از بین رفته ممکن است بعد از مدتی برای بازگرداندن اختیار خود وارد مسیر مقاومت شود بنابراین هرچه فشار بیشتر باشد احتمال واکنش متقابل هم افزایش پیدا میکند به همین دلیل بسیاری از حکومتها در کوتاهمدت موفق به ایجاد سکوت میشوند اما در بلندمدت ممکن است با شکل جدیدی از مقاومت روبهرو شوند که ریشه آن دقیقاً همان سیاست بازدارندگی بوده است
به همین خاطر بازدارندگی فقط ساختن ترس نیست بلکه مدیریت احساسات هم هست اگر حکومت فقط بتواند ترس ایجاد کند شاید مدتی رفتارها را کنترل کند اما اگر همزمان احساس تحقیر و خشم را نیز تولید کند ممکن است در آینده همان ابزار بازدارنده به عامل شکست خودش تبدیل شود.
14 129
بازدارندگی از طریق اسارت از سری پستهایی که منبع آنها مقاله علمی است.
گاهی یک حکومت برای ایجاد ترس حتی نیازی به جنگ ندارد کافی است یک نفر را بازداشت کند اما هدف واقعی آن یک نفر نباشد بلکه هزاران نفر دیگر باشند این همان چیزی است که در علوم سیاسی به آن «بازدارندگی از طریق اسارت» گفته میشود مفهومی که مقاله جدید کارل گوستافسون در سال ۲۰۲۶ آن را توضیح میدهد و نشان میدهد چگونه چین از بازداشت افراد برای جلوگیری از رفتار دیگران استفاده میکند
14 129
به همین دلیل دولتها در زمان جنگ فقط نمیجنگند بلکه دائماً در حال ارسال پیام هستند. نمایش قدرت اعلام خطوط قرمز انجام حملات حسابشده و حتی مواضع دیپلماتیک همگی با این هدف انجام میشوند که محاسبات دشمن دوباره تغییر کند. در واقع بازدارندگی در جنگ یک وضعیت ثابت نیست بلکه فرآیندی دائمی از تأثیرگذاری بر تصمیمهای طرف مقابل است.
به همین دلیل میتوان گفت بازدارندگی قبل از جنگ بیشتر یک سرمایه راهبردی است اما بازدارندگی در زمان جنگ بیشتر یک دستاورد تاکتیکی و موقتی است؛ دستاوردی که اگر لحظهای از آن غفلت شود ممکن است در همان چند ساعت یا چند روز از بین برود و دشمن را به برداشتن گامهای خطرناکتر تشویق کند.
14 129
یکی از تفاوتهای مهم بازدارندگی قبل و بعد از آغاز جنگ این است که پیش از جنگ میتوان یک بازدارندگی نسبتاً پایدار ایجاد کرد اما پس از شروع درگیری حفظ آن بسیار دشوار میشود. علت آن هم ساده است. جنگ یک محیط ثابت نیست بلکه هر ساعت و هر روز شرایط آن تغییر میکند. یک پیروزی بزرگ یک شکست غیرمنتظره ورود یک بازیگر جدید یا حتی یک حمله موفق میتواند تمام محاسبات طرفین را دگرگون کند. به همین دلیل بازدارندگی در زمان جنگ معمولاً دائمی نیست بلکه موقعیتی و موقت است.
در جریان جنگ هر طرف دائماً تلاش میکند موازنه را به نفع خود تغییر دهد و همین موضوع باعث میشود سطح بازدارندگی نیز مدام تغییر کند. ممکن است امروز دشمن از عبور از یک خط قرمز خودداری کند اما اگر فردا احساس کند موازنه به سود او تغییر کرده است همان اقدام را انجام دهد. بنابراین بازدارندگی در جنگ چیزی نیست که یک بار ایجاد شود و تا پایان درگیری باقی بماند بلکه باید بارها و بارها بازسازی و تقویت شود.
14 129
بازدارندگی یعنی مدیریت ذهن رقیب یعنی کاری کنی که قبل از هر تصمیم نظامی خودش به این نتیجه برسد که نتیجه این مسیر شکست هزینههای سنگین و از دست رفتن منافعش خواهد بود در واقع بهترین نبرد آن نبردی است که هیچوقت آغاز نمیشود زیرا از همان ابتدا در ذهن دشمن باخته شده است
14 129
قسمت دوم | بازدارندگی قبل از جنگ ساخته میشود نه در جنگ
بزرگترین اشتباهی که دولتها مرتکب میشوند این است که تصور میکنند بازدارندگی را میتوان بعد از شروع بحران ایجاد کرد در حالی که بازدارندگی دقیقاً محصول سالها تصمیمگیری قبل از بحران است ارتشی که امروز آماده است نتیجه سرمایهگذاری ده یا بیست سال قبل است اقتصادی که امروز میتواند تحریم یا جنگ را تحمل کند یک شبه ساخته نشده و اعتباری که امروز باعث میشود دشمن در محاسباتش محتاط باشد حاصل دهها تصمیم درست یا غلط گذشته است به همین دلیل بازدارندگی چیزی نیست که در لحظه خریداری شود بلکه سرمایهای است که باید سالها برای آن هزینه کرد.
کشوری که فقط هنگام احساس خطر به فکر تقویت قدرت خود میافتد معمولاً دیر متوجه واقعیت شده است زیرا در روابط بینالملل دشمن منتظر نمیماند تا تو آماده شوی او زمانی اقدام میکند که احساس کند پنجرهای از فرصت برایش باز شده است یعنی زمانی که هزینه حمله را پایین و احتمال موفقیت را بالا ببیند به همین دلیل مهمترین وظیفه یک دولت این نیست که در جنگ پیروز شود بلکه این است که هیچگاه چنین پنجرهای را در ذهن دشمن ایجاد نکند.
14 129
وزن AGM-154C حدود ۴۸۵ کیلوگرم است، طول آن نزدیک به ۴.۱ متر و فاصله دو بال آن پس از باز شدن حدود ۲.۷ متر است. اگر از ارتفاع بالا رها شود میتواند تا حدود ۱۳۰ کیلومتر برد داشته باشد و اگر از ارتفاع پایین شلیک شود برد آن به حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر کاهش پیدا میکند. به همین دلیل خلبانها معمولاً آن را از ارتفاع زیاد و سرعت بالا رها میکنند تا بیشترین برد ممکن را به دست آورند.
هدایت این سلاح در ابتدا توسط سامانه ناوبری اینرسی یا INS و سامانه موقعیتیاب GPS انجام میشود. اما تفاوت اصلی نسخه AGM-154C با مدلهای قدیمیتر این است که در مرحله پایانی از یک جستجوگر تصویربرداری مادون قرمز استفاده میکند. یعنی وقتی به نزدیکی هدف میرسد، تصویر حرارتی هدف را با اطلاعات از پیش ذخیرهشده مقایسه میکند و حتی اگر GPS دچار اختلال شود، میتواند با دقت بسیار بالا به هدف اصابت کند. این ویژگی احتمال خطا را به شدت کاهش میدهد.
مهمترین بخش AGM-154C کلاهک آن است. این نسخه از کلاهک دو مرحلهای BROACH استفاده میکند که مخصوص انهدام اهداف مستحکم طراحی شده است. ابتدا یک خرج کوچک در جلوی کلاهک منفجر میشود و بتن، زره یا سقف پناهگاه را سوراخ میکند. چند میلیثانیه بعد خرج اصلی از همان مسیر وارد شده و در داخل سازه منفجر میشود. به همین دلیل این سلاح برای حمله به مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات، پناهگاههای بتنی، آشیانههای هواپیما، مراکز ارتباطی، سایتهای راداری و مواضع موشکی بسیار مؤثر است.
در جنگ اخیر میان آمریکا و ایران، گزارشهای منتشرشده توسط منابع نظامی و رسانههای غربی نشان میدهد که AGM-154 JSOW یکی از مهمات مورد استفاده آمریکا بوده است. هدف از بهکارگیری آن حمله به اهداف ارزشمند بدون نزدیک شدن جنگندهها به شبکه پدافند هوایی ایران بود. معمولاً جنگندههایی مانند F-35، F/A-18 Super Hornet و F-15E این سلاح را از فاصله امن رها میکنند و سپس بلافاصله منطقه را ترک میکنند، در حالی که JSOW مسیر خود را تا رسیدن به هدف ادامه میدهد.
مزیت بزرگ AGM-154C این است که نسبت به موشکهای کروز بسیار ارزانتر است. قیمت هر فروند آن بسته به سال تولید و قرارداد خرید معمولاً بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار دلار برآورد میشود و میانگین قیمت آن حدود ۷۲۰ هزار دلار است. در مقایسه، موشکهای کروز مانند تاماهاوک بیش از دو میلیون دلار قیمت دارند؛ بنابراین برای اهدافی که نیاز به برد چندصد کیلومتری ندارند، JSOW گزینهای بسیار اقتصادیتر است.
بر اساس اسناد بودجه و قراردادهای منتشرشده، تاکنون چندین هزار فروند AGM-154 تولید شده است. تنها نیروی دریایی آمریکا در برنامه اولیه خود بیش از سه هزار فروند سفارش داده بود و پس از آن نیز تولید ادامه پیدا کرد. به همین دلیل تحلیلگران معتقدند آمریکا همچنان ذخایر بزرگی از این سلاح در اختیار دارد و برخلاف برخی مهمات دیگر، نگرانی فوری درباره کمبود آن وجود ندارد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم این است که تقریباً روی تمام جنگندههای مدرن آمریکایی قابل استفاده است. جنگندههای F-35A، F-35C، F/A-18E/F Super Hornet، F-15E Strike Eagle، F-16، بمبافکنهای B-1B، B-2 Spirit و B-52H همگی توان حمل این سلاح را دارند. این موضوع باعث شده در تقریباً تمام عملیاتهای هوایی آمریکا، امکان استفاده از آن وجود داشته باشد.
بزرگترین مزیت AGM-154C این است که جان خلبان را حفظ میکند. در گذشته برای انهدام یک پناهگاه یا مرکز فرماندهی، جنگنده مجبور بود وارد محدوده سامانههای پدافندی شود و در معرض موشکهای زمین به هوا قرار بگیرد. اما اکنون خلبان میتواند در فاصله بیش از صد کیلومتری هدف، بمب را رها کند و بدون ورود به منطقه خطر بازگردد. همین ویژگی باعث شده JSOW به یکی از مهمترین سلاحهای مرحله اول هر جنگ تبدیل شود؛ یعنی زمانی که هنوز پدافند دشمن فعال است و ورود مستقیم جنگندهها ریسک بسیار بالایی دارد.
البته AGM-154C محدودیتهایی نیز دارد. چون موتور ندارد، برد آن کاملاً به ارتفاع و سرعت هواپیمای حامل وابسته است. همچنین برخلاف موشکهای کروز نمیتواند صدها یا هزاران کیلومتر پرواز کند یا در طول مسیر مانورهای پیچیده انجام دهد. بنابراین برای حمله به اهداف بسیار دور، آمریکا همچنان از موشکهای کروز مانند تاماهاوک یا JASSM استفاده میکند، اما برای اهداف تاکتیکی و عملیاتی در برد متوسط، AGM-154C یکی از دقیقترین، ارزانترین و مؤثرترین مهمات هوا به سطح موجود در زرادخانه آمریکا محسوب میشود.
14 129
+2
AGM-154C JSOW
یکی از مهمترین سلاحهای هوا به سطح آمریکا محسوب میشود که برخلاف تصور بسیاری از افراد، موشک نیست بلکه یک بمب هدایتشونده سرشی یا Glide Bomb است. این سلاح توسط شرکت ریتیون برای نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا توسعه داده شد تا جنگندهها بتوانند بدون ورود به محدوده خطرناک پدافند دشمن، اهداف ارزشمند را منهدم کنند. تفاوت اصلی آن با موشکهای کروز این است که موتور ندارد و پس از رها شدن از هواپیما، بالهایش باز میشود و با استفاده از انرژی اولیه، ارتفاع و نیروی آیرودینامیکی تا دهها کیلومتر روی هوا سر میخورد و به سمت هدف حرکت میکند. همین ویژگی باعث شده هزینه تولید آن بسیار کمتر از موشکهای کروز باشد اما همچنان دقت بسیار بالایی داشته باشد.
14 129
یک مثال واقعی؛ جنگ اوکراین
در جنگ اوکراین، هر دو طرف بهطور گسترده از سامانههای جنگ الکترونیک استفاده کردهاند. در بسیاری از مناطق، پهپادهای شناسایی و انتحاری به دلیل پارازیت شدید، ارتباط خود را از دست دادهاند یا دقت آنها کاهش یافته است. این موضوع باعث شد که هر دو طرف بهطور مداوم نرمافزارها، آنتنها و روشهای ارتباطی خود را تغییر دهند. یعنی نبرد بر سر کنترل امواج هم بود.
14 129
سه ستون اصلی جنگ الکترونیک
اما جنگ الکترونیک فقط پارازیت نیست. فرض کنید یک موشک کروز برای رسیدن به هدف از GPS استفاده میکند. اگر سیگنال GPS مختل یا فریب داده شود، ممکن است موشک چندین کیلومتر از مسیر اصلی منحرف شود. یا تصور کنید یک پهپاد ارتباطش را با مرکز فرماندهی از دست بدهد. در بهترین حالت، به پایگاه برمیگردد. در بدترین حالت، سقوط میکند یا حتی ممکن است به دست دشمن بیفتد. به همین دلیل است که در جنگهای مدرن، قطع ارتباط گاهی از نابود کردن تجهیزات مؤثرتر است
