Cabin 13
Kanalga Telegram’da o‘tish
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
234
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-130 kun
Postlar arxiv
234
الان آنلاین شدم و دیدم آنیتا شعری که من چندین ماه پیش برای داستانم نوشته بودم رو گذاشته چنلش و غمگین شدم از اینکه دنیای فانتزیای که خلق کردم انقدر نشونهها و ردپاهاش توی واقعیت خودمون حضور داره و تلخه؛ تلخه که داستان من نمیتونه فقط یه دنیای ساده فانتزی باشه.
234
Repost from Fika
ما هنوز دهان داریم، حتی اگر دیوارها لبخوانی بلد باشند.
ما هنوز دهان داریم، برای واژههایی که از لای دندان فرار میکنند.
و پشت زبان، مثل گلوله پنهان میمانند.
ما هنوز نفس میکشیم، و هر نفس تمرینیست برای فریاد.
حکومت صدا را کشت اما ما را نه.
ما هنوز دهان داریم، و وقتی زمانش برسد،
دنیا
با لرزش یک واژه
از نو نوشته خواهد شد.
234
Repost from HERESIARCH.
الان توییتر غیر ایرانیا رو ببینین خیلی حمایت چندانی نمیشه از ایرانیا، دلیلشم اینه ک چپ مأموریت داره سکوت کنه صداشو در نیاره یا بگه اینا پروپاگاندای اسراییله. چون آخوند آخرین سنگر حفظ تروریستای حماس و حزباللهه. چپ جماعت هیچجوره حاضر نیست اخوند سقوط کنه چون با سقوط اخوند کار قماش حماس تمومه. انسان دوستی این جونورا فقط وقتی گل میکنه که طرفشون فلسطینی باشه، ایرانی، سومالیایی، افغان یا هر ملیتی که زیر ظلم یه مسلمونه بتخمشونم نیست.
اینا ادعای فمنیست بودن دارن ولی سر انقلاب ژینا به خاطر دراوردن روسری مارو به اسلام ستیزی متهم میکردن و بهمون فحش میدادن، وقتی طالبان دخترای افغانو کرد تو خونه هیچکدوم جیکشون در نیومد.
هیچوقت هیچوقت هیچوقت گول حمایت از حقوق زنان یا حقوق هوموسکشوال ها یا مبارزه با نژادپرستی این حرومیا رو نخورید، چون این کثافتا برای عن اسلامگراها حتی حاضرن بمیرن و بخاطر همشون حاضرن همه زنا رو بکنن تو گونی و همجنسگراها و ترنسا رو زنده زنده بسوزونن.
نمیگم راست باشیم، ولی یادمون نمیره جونورای چپ هم ۳ سال پیش هم امسال کدوم طرفو گرفتن.
234
مدام فکر میکنم به اینکه چطور توصیف کنم احساسی که دچارش شدم رو و مدام به این نتیجه میرسم که کلمهای براش وجود نداره
234
این مدت که اینترنت قطع بود همه چیزو نگه داشته بودم توی خودم. همه چیز قایم شده بود پس ذهنم. وصل شدن و چک کردن توییتر و دیدن و فهمیدن اینکه همه چیز فاجعهتر از چیزی بود که دیدم و میدونستم در نهایت تونست الان اشکمو در بیاره.
234
امیدوار شو بریز بیرون گلوله بخور بمیر ببین اطرافیان میمیرن وحشت کن خشمگین شو استرس بگیر هشتگ بزن تو بیخبری سر کن وقتی ارتباطت با دنیا قطع شده دور خودت بچرخ توهم بزن قراره از غیب کمک برسه عصبانی شو چرا هیچوقت هیچکس از ایران حرفی نمیزنه هشتگ بزن کمک کنید کمک وجود نداره تو خیابون بنر تسلیت ببین زندانیا میخوام اعدام شن هشتگ بزن اعدام نکنید از احساس بیچارگی و درموندگی گریه کن از خودت متنفر شو از زندگی متنفر شو به خودت یادآوری کن تو و امثال تو و زندگیتون براشون چیزی جز چندتا مورچه که قراره زیر پا له شن نیستید بابت اینکه زندگی عادی میخوای از خودت منزجر شو از زنده بودن شرمنده شو فحش بده برگرد تو فلاکتی که بودی دوباره و دوباره و دوباره
234
آدم هر چند وقت یک بار بهش یادآوری میشه قرار نیست کسی بفهمه و قرارم نیست از آسمون برای نجاتش کمک برسه. پس باید در موردش دهنش رو ببنده و در سکوت بذاره چیزهایی که ازش بزرگترن تسخیرش کنن.
234
خونه ما روشنه کلا. اتاق من از همه جا روشنتره. فقط یه اتاق مامانم ایناست که در ظلمات فرو رفته و من عین ومپایرها چند روزه انگار نور میسوزونتم و مرگمو تضمین میکنه. این اتاقه رو مثل لونه قرق کردم و در نمیام چون نور نه! نور برای این مدت نه!
