Cabin 13
Kanalga Telegram’da o‘tish
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
234
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-130 kun
Postlar arxiv
234
هنرمند در دلش میگوید: نمیخواهم بیانصاف باشم، اما انگار آدمهای سالم مغزشان درست و حسابی کار نمیکند. مطمئنا دلیل اینجا بودنمان هم همین است که زندگی را بدیهی فرض کنیم، وگرنه اینجا چه کار میکنیم؟ همه ما یک مشت شامپانزه تنهاییم که روی صخره کوچکی در عالم سرگردانیم. نفسهایمان تشکیل شده از هشتاد درصد نیتروژن، بیست درصد اکسیژن و صددرصد تشویش و اضطراب. تنها چیزی که خیلی خوب باید بدانیم و به آن عادت کنیم این است که هر کسی که تا به حال ملاقات کردهایم، هر کسی که میشناسیم و هر کسی که تا به حال دوست داشتهایم روزی خواهد مرد پس واقعا چه قدرت تخیلی باید داشته باشیم که بتوانیم هر روز صبح خودمان را راضی کنیم تا از تختخواب بیرون بیاییم؟ قدرت تخیلی به اندازه تمام کهکشانها! به همان اندازه نامحدود و بینهایت! قدرت تخیل تنها چیزی است که باعث میشود هر لحظه و هر ثانیه به مرگ فکر نکنیم!
–فردریک بکمن، دوستان من، ترجمه هادی سالارزهی.
