مَطرود
Kanalga Telegram’da o‘tish
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
320
Obunachilar
-224 soatlar
-47 kun
-130 kun
Postlar arxiv
دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته:
من با يه نخ خيلى نازک به اين دنيا وصلم با من مدارا کنید. من غرق استرسم؛ کوچیک ترین موضوعات باعث میشه ساعت ها بهش فکر کنم و اعصابم خورد شه! من غرق غم، اظطراب، احساس سختی و فشار، ناراحتی، بیحوصلگی، اورثینک و بی اعتمادی هستم؛ من پر از احساس ناکافی بودن و خوب نبودن هستم، و در عین حال تلاش میكنم كه اين نخ نازک بريده نشه و شرایط رو هندل کنم. آدم باشید لطفاً.
یکی از اخلاقای بدم اینه که اگه بخوام علت عصبانیتم رو توضیح بدم؛ بیشتر عصبانی میشم.
کاشکی یکی بغلم میکرد؛ بهم میگفت اروم باش..
بعد یه چاقو فرو میکرد تو قلبم که بمیرم.
