uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

مـاهـزاد؛

مـاهـزاد؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

نـه تمـامـاً نـور، نـه اسـیر تـاریکـی؛ چیـزی مـیان ایـن دو..

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
382
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-5530 kun
Postlar arxiv
ㅤ bibi’s kazino 🥥 iconic ㅤㅤㅤㅤ queen царица !

Repost from 私の禁止
ودستانش،وجودم‌را‌امن‌میکرد.
+1
ودستانش،وجودم‌را‌امن‌میکرد.

Repost from N/a
من یادم نرفت .. جز به جز احساست، لرزش دستات، هول شدنای خنگولانت،عمیق نگاه کردنات،تک تک لمسات. من یادم نرفت ..دروغ چرا سعی کردم اما نشد یعنی .. نتونستم! چطور میشه یادم بره؟ اصلا چطور میتونم وقتی میگفتی چشمام و میپرستی؟ چطور یادم میره وقتی از دو تیله‌ی‌ قهوه‌ای جوری تعریف میکردی که انگار یه کهکشان جدید کشف کردی. چطور میشه فراموش کنم وقتی این حس و بهم میدادی که چشمات فقط من و می‌بینه؟ هوم؟!.. من یادم نمیره چطور صدام میکردی اصلا- اصلا من زمانی عاشق اسمم شدم که تو صداش کردی اما الان تنها چیزی که از این جسم بی جون مونده تویی. راستش ازهرچیزی که مربوط به خودمه متنفرم از اسمم،عطرم،لباسام،روتختیم،موهای فرفریم .. همشون راجب توعن.. همشون! راستی؛ هنوزم مو فرفریت، منم؟!

Repost from N/a

Repost from N/a
「 @ 𝖪𝖨𝖬 𝖴𝖲𝖤𝖱 」𝟢𝟣 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🍷 ‌ ‌ # 𝗍𝖾𝖺𝗁𝗒𝗎𝗇𝗀

Repost from N/a
پسرک عزیزم، نور چشم من ؛ زیبای بی همتای جانم، میدانم‌ چه ها کشیدی و از این پس چه چیزهایی در مسیر تو سنگ خواهند انداخت. من میدانم و اگاهم که کسی برای گرفتن شانه های خمیده‌ات کنار جاده منتظر نمانده، میدانم زانو های زخمی شده‌ات میسوزد و توان راه رفتن را از تو گرفته، میدانم سرپا کردن خودت سنگین ترین وزنه ای است که بدن کوچک و نحیفت بلند کرده، میدانم زخم های سینه‌ات از هر دردی رنج آورتر است و طناب دارِ بغض نفست را بریده، پسرم میدانم در این مسیر بی انتها، خورشیدِ زندگی گلویت را خشک کرده و فریاد هایت را بی صدا، میدانم که بی رحمانه و ذره ذره طعم‌ مرگ را به دهان خشک‌ شده ‌ات هدیه داده ؛ میدانم جیگر گوشه ی من... گریه نکن پسرکم ؛ نمیخواهم لب های خشک شده‌ام را با بوسیدن اشک هایت تر کنم. گریه نکن که چشم هایت تحمل غم اشک هایت را ندارد.. گریه خلا های روحت را با ضعف می‌پوشاند.. گریه مرهمی برای زخم زانوهایت نیست عزیزکم..گریه به تو کمکی نمیکند..
- صفحه ی هفدهم از دفتر خاطرات پیرمرد، 21 سپتامبر 1998.

‌و گاهـی تنهـا چیزی کـه مـی‌مانـد ، ‌ ‌     ‌     ‌روایتـی‌سـت کـه هیـچ‌کـس جرئـتِ پـایـانـش را نـدارد.

Repost from N/a
فــࢪســودگــے پــس از فــقدان، چـیــزــے ڪـہ مــࢪا ایــن روزهــا، مـعــنـا مــےبــخـشــد. عــزیـز تـࢪیــن اشــڪ مــن ، آواز ق
+4
فــࢪســودگــے پــس از فــقدان، چـیــزــے ڪـہ مــࢪا ایــن روزهــا، مـعــنـا مــےبــخـشــد.
عــزیـز تـࢪیــن اشــڪ مــن ، آواز قــــو را بــࢪایـم دࢪ عــمـق وجــود ســـࢪ بـده.
دیــگـــࢪ قــاصـدڪ آࢪزوهــایم را بــراــے تـــو، فــوت نـمی‌ڪـنـم.

Repost from Midnight Bloom
The last bell Part 1 Gothic, Mystery, Tragedy, Romance, Angst,supernatural,
The last bell
Part 1
Gothic, Mystery, Tragedy, Romance, Angst,supernatural,

Снежинка
+4
Снежинка

Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
+1
       !¡        𝖽𝗈𝗇'𝗍 #𝖺𝗌𝗄 𝗆𝖾 𝗐𝗁𝗒.

Repost from N/a
°•🍋☆🎐•°

Repost from N/a
+ چرا سفید برداشتی. مگه رنگ مورد علاقه‌ت بنفش نبود؟ _ اون بنفش مال‌ِ گردنت بود. _ دیشب سفیدیِ چشم هات نظرمو عوض کرد.
+ چرا سفید برداشتی. مگه رنگ مورد علاقه‌ت بنفش نبود؟ _ اون بنفش مال‌ِ گردنت بود. _ دیشب سفیدیِ چشم هات نظرمو عوض کرد.

In another life, maybe it was you and me, maybe there we loved each other right and we were happy together. «بعضی برگشتن‌ها دیر اتفاق می‌افتن؛ وقتی هنوز دوستت دارم، اما دیگه قلبم اون‌قدر خسته‌ست که جرئتِ دوباره خواستنت رو نداره.»

- حالا پای هر دومون گیره بیب. ‌
+4
- حالا پای هر دومون گیره بیب. ‌

St

sticker.webp0.00 KB

وای رومن به اینم سه تا استارز دادی که:)) دورت بگرده مامان

۵تا چنل دیگه فور کنن بعد از ظهر پروموت هارو بزارم