𝙂𝙚𝙩𝙩𝙞𝙣𝙜 𝙙𝙚𝙢𝙚𝙣𝙩𝙞𝙖.
Kanalga Telegram’da o‘tish
514
Obunachilar
+424 soatlar
+177 kun
+4630 kun
Postlar arxiv
تنها واکنشی که میتونم در مقابل هر چیزی نشون بدم، فعلا فقط نگاه کردنه، نه حوصله حرف زدن و توجیح کردن و توضیح خواستن دارم، نه دلم میخواد چیزی رو بدونم و بفهمم؛ فقط نگاه میکنم و خودم تو مغزم سناریو میسازم.
بالاخره یه روزی میپذیری و میگذری از همه نبودن ها، نشدن ها، نخواستن ها، رفتن ها، تموم شدن ها و نااُمید شدن ها، بدونِ اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.!
نبخشیدم چون دلم گناه داشت، روح و روانم گناه داشت، نبخشیدم چون گفته بودم بیشتر زخمیم نکن.
Repost from 𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
ولی دنیا هم در نهایت به خروجی نگاه میکنه نه به پتانسیل پنهان. اگر سالها فقط به استعدادت تکیه کنی و نظم نسازی، استعدادت تبدیل میشه به افسانهای که فقط خودت تعریفش میکنی.
میگفت دوسم داره،
ولی هیچوقت زنگ نمیزد،
پیام نمیداد،
هیچوقت برای دیدنم تلاش نمیکرد.
بدون شب بخیر میخوابید و من هر شب نگاه میکردم به گوشی،
منتظر یه چیزی بودم که هیچوقت نمیاومد.
وقتی حرفامو میآوردم، میگفت اشتباه فکر میکنم و دوسم داره،
ولی انگار فقط دوسم داشت. همین.
در همین حد.
و تهش… نه بیشتر، نه کمتر.
یه جایی بین دوست داشتن و نخواستن.
خیلی جالبه نه؟ راجبت چرت و پرت میگه ولی همیشه مدل موهاش، آرایشش، لباس پوشیدنش و حتی چیزایی که میخره و... شبیه توعه!💅🏻
