uz
Feedback
بابونه

بابونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
255
Obunachilar
-224 soatlar
-37 kunlar
+1330 kunlar
Postlar arxiv
وقتي مي‌گويند نيست كاغذ را گفته باشند يا برق را فرق ندارد من ياد تو مي افتم... علیرضا روشن

نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی سرمان نمی ایستد شعر نمی چسبد پول در جیبمان دوام نمی آورد نمک از نان رفته خنکی از آب ما بی تو فقیر شده‌ایم! رسول یونان

چه شغل عجیبی! شروع هفته تو را می بینم باقی هفته به خاموش کردن خود در اتاقم مشغولم شمس لنگرودی

اسم شب: [من از تو صبر ندارم که بی‌تو بنشینم.]

شدیم "سرو" و به ما بی‌ثمر لقب دادند سرت بلند! بیا این هم از سرافرازی مگر نگفتم ای دل به زندگی خو کن! کبوترا! تو چرا با قفس نمی‌سازی چه جای سعی، که فواره چون به اوج رسید به گریه گفت: امان از بلند پروازی #فاضل_نظری

‏ای شادی ای آزادی ‏روزی که تو باز آیی ‏با این دل غم پرورد ‏من با تو چه خواهم کرد؟!

این آتش چرا خاکستر نمی‌شود؟ به من بگو انسان چرا دوست می‌دارد؟

راه گریزی نیست زمین از آنچه گمان کرده‌ام، تنگ‌تر است... _عدنان الصائغ

او عمیق احساس می‌کرد. هم قدرتش بود، هم ضعفش.

Repost from سپیدار
آنقدر در برابر نشدن های مکرر، خواسته های قلبش را تغییر داده بود که دیگر نمی دانست روحش واقعا در کجا آرا م می گیرد...

مولانا: کجایی تو؟ کجایی تو؟ کجایی؟

بیدل: کجایی ای جنون ویرانه‌ات کو؟ ‎

باباطاهر: نگارِ تازه خیز ما کجایی؟

عراقی: کجایی؟ با فِراقم در چه کاری؟‎

عطار: بِماندم بی سر و سامان کجایی؟

حافظ: الا ای آهویِ وحشی کجایی؟

#نامه ها

«با نامه‌ات خوابیدم. مثل یک مؤمن دعای شبم را خواندم و خوابیدم.» - از میان نامه‌ی مرتضی کیوان به پوری سلطانی.

sticker.webp0.04 KB

عزیز مهربانِ بداخلاقِ صبورِ تندجوش! امیدبخش یأس آور پرحرف حرف نشنو؛ بدترین بدِ خوب‌ترین خوب! با وی نتوان زیستن، بی وی نتوان بودن! یک جور درهم برهمِ شلوغ پلوغِ قرو قاطی؛ عزیزی که تو را نمی‌توانم تحمل کنم و دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است... #علی_شریعتی در نامه به معشوقه‌اش ♡:))