بابونه
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
243
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
243
Repost from احسان بدخشانی
فارسی دوست دارمت بسیار
با خودم آمدم تورا ببرم
#روز شعر و ادب فارسی مبارک
243
میگن دلت که گرفته باشه حتی به ساز گنجشکک هم گریه میکنی ، امشب با دیدن عکس ای کاکاگک بغض های چند روزه ره رفع کردم🥺.
243
Repost from آفتاب پرست🌻
+1
از دور ویدیو اش را گرفتم و متوجه شد، وقتی لنگان لنگان نزدیک آمد گفت: «عکس پوقانهها ره گرفتی، میخری؟» گفتم نی کاکا ویدیوی خودتان را گرفتم با اجازه. گفت: «خی صبر مه خوبش استاد شوم خوبش بگیر».
بسیار قشنگ ایستاد و بسیار قشنگ لبخند زد و بسیار قشنگ خوشحال بود که ازش عکس میگیرم. بعد هم درخواست کرد که عکسهایش را گم نکنم و یادگار نگهدارم.
243
میگن دلت که گرفته باشه حتی به ساز گنجشکک هم گریه میکنی ، امشب با دیدن عکس ای کاکاگک بغض های چند روزه ره رفع کردم🥺.
243
Repost from TheGandomin
فراخوان گندمین
«تابآوری؛ پنج سال ادامهدادن»
پنج سال از آغاز رژیم طالبان گذشته است؛ پنج سالی که زنان و دختران افغانستان با محدودیتها و محرومیتهای بسیاری روبهرو بودهاند. با این همه، هرکدام از ما به شیوهای تلاش کردهایم زندهگی را ادامه بدهیم و خودمان را از فرسودهگی و ناامیدی دور نگه داریم.
فصلنامهٔ گندمین در شمارهٔ خزانی خود میخواهد روایتهایی از تابآوری زنان و دختران افغانستان در این پنج سال گردآوری کند؛ از چیزهایی که در این سالها به ما توان ادامهدادن دادهاند؛ چه در افغانستان و چه در مهاجرت.
خانواده، کتاب و مطالعه، سفر، عشق و دوستی، نوشتن، نقاشی، خیاطی، موسیقی، آشپزی و شیرینیپزی، کار، ورزش، باغبانی یا هر کار و علاقهٔ دیگری که به شما کمک کرده است این سالها را تاب بیاورید، میتواند موضوع نوشتهٔ شما باشد.
اگر مهاجرت کردهاید، میتوانید از تجربهٔ یکباره ترککردن خانه و شروع زندگی در جایی ناآشنا بنویسید؛ از آدمها، عادتها، کارها یا چیزهای کوچکی که در غربت به شما کمک کردند دوباره خودتان را پیدا کنید و ادامه بدهید. از دشواری سازگارشدن، دلتنگی برای خانه، ساختن یک زندهگی تازه یا چیزی که در میان همهٔ این تغییرات به شما احساس تعلق و توان ماندن داده است، بنویسید.
از تجربهٔ خود بنویسید؛ از یک آدم، یک کتاب، یک سفر، یک خاطره، یک عادت یا حتی کاری کوچک که در این سالها برای شما معنای بزرگی داشته است. لازم نیست روایت شما دربارهٔ تمام پنج سال باشد؛ یک خاطره یا تجربهٔ مشخص نیز میتواند بخشی از این مجموعه باشد.
شرایط ارسال:
• نوشته باید تجربهٔ شخصی خودتان و با زبان و بیان خودتان باشد.
• حجم نوشته ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ واژه.
• نوشته را در قالب فایل Word ارسال کنید.
• نام و نام خانوادگی خود را در پایان نوشته ذکر کنید. در صورت تمایل میتوانید از نام مستعار استفاده کنید.
• عکس مرتبط با نوشته، در صورت وجود، میتواند همراه آن ارسال شود.
• آخرین مهلت ارسال نوشتهها: ۱ آبان / عقرب ۱۴۰۵ خورشیدی / ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶
نوشتههای خود را به این نشانیها ارسال کنید:
• ایمیل: rewayat@gandomin.com
• واتساپ / تلگرام: 4917621710675+
از چیزی بنویسید که در این پنج سال، شما را به ادامهدادن واداشت؛ از چیزی که در خانه ماندن، رفتن، مهاجرت کردن یا از نو ساختن زندگی، به شما توان تابآوردن داد. نوشتههای منتخب در شمارهٔ تازهٔ گندمین منتشر خواهند شد.
منتظر روایتهای شما و شنیدن قصههای تابآوریتان هستیم!
243
یکرقم در حال فرار هستید آدم فکر میکنه جنگ جهانی سوم رخ داده و تنها جا مانده خودش است.😁🤦🏻♀️
243
گفتی که
در فراقم زحمت کشیده ای تو!
مُردم هزاااااااااااااااااااااااااااااار نوبت
زحمت کدام باشد:)
اوحدی
243
Repost from N/a
خوی لیلا خوی طفلان است، لیلا کوچک است!
خاطر دیوانگی های تو صحرا کوچک است
آسمان روزی بزرگی داشت، حالا کوچک است
آنچه مجنون میکشد لیلا نمیداند هنوز
خوی لیلا خوی طفلان است، لیلا کوچک است!
رفته ای، اما خیالی نیست زیرا بازهم
من تو را یک روز خواهم دید! دنیا کوچک است
بخشش تو حالم از این رو به آن رو میکند
در دل تو هیچ عیبی نیست تنها کوچک است!
باز خود را پیش تو بسیار کم حس میکنم
هر قدر ماهی کلان باشد به دریا کوچک است
زندگی را چون لباسی هدیه دارم از پدر
یا کلانی میکند در جان من یا کوچک است
بهرام هیمه
243
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد
منزوی
243
همین چند دقیقه قبل با دیدن تاریخ میلادی متوجه شدم که دو روز از روزِ نامه نگاری گذشته « اول سپتامبر » اما هنوز برای نامه نوشتن برای همدیگر مان دیر نیست ؛ برای همدیگر نامه بنویسیم .🤎
243
+1
این روزها یگان چیزی که در هنگام خرید بیشتر توجهم رَ جلب میکند گیلاس های رنگ رنگ با دیزاین های دوستداشتنی ست و دلم میخواهد همه شانرَ بخرم.🥹
