uz
Feedback
Nobody

Nobody

Kanalga Telegram’da o‘tish

دمی سکوت، در این جهان پُر هیاهو.. t.me/HidenChat_Bot?start=1223268698

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
432
Obunachilar
-124 soatlar
-97 kun
-6830 kun
Postlar arxiv
بهترین راه برایِ درکِ زندگی، نه تحلیلِ آن، که تماشایِ آن با چشمانِ یک کودک است. کودکان، چیزی را که بزرگسالانِ “عاقل” از دست داده‌اند، درک می‌کنند: اینکه حقیقتِ دنیا، نه در منطق، که در اعجاب و شگفتیِ لحظه‌هایِ گذراست.. -گابریل گارسیا مارکز

اگه یه نفرو داری که عادی ترین اتفاقای روزت و و روزمرگیاتو بی حوصلگی هاتو براش تعریف میکنی، سرش غُر می‌زنی، آخرین پیام هرشب و اولین پیام هر روزته، هیچوقت از شنیدن چرت و پرتات خسته نشده و اسمشو تو گوشیت یه چیز متفاوت سیو کردی همیشه صداش کن: نورِ زندگیم

تکرار نکردن اشتباه، خیلی قشنگ تر از معذرت‌ خواهیه.

شرم دارم زنده‌ام بعد از زمستانِ وطن.

دانشمندان میگن سوسک‌ها هر روزِ خود رو بدون هیچ گونه خاطره‌ای از دیروز شروع می‌کنن. هیچوقت فکر نمی‌کردم یه روز به سوسک حسودیم بشه.

‏هر موقع نمی‌دونم با زندگیم چیکار کنم، پامی‌شم یه چایی می‌ریزم.

‏درس امشب: ‏با خودت یه طوری رفتار کن که انگار داری از یکی مراقبت میکنی.

جالبه! توی روان‌شناسی "هوش"، ربطی به زرنگی‌های ظاهری، گوشه و کنایه زدن یا زیرآب‌زنی نداره! « تعریف اصلی هوش، توانمندیِ فرد در انطباق و سازگاری با محیطه.» یعنی اینکه چقدر می‌توانید در موقعیت‌های مختلف، بهترینِ خودتون باشید.

‏+قشنگ‌ ترین چشم‌‌ها؟ -چشم‌‌های سیر، سیر از همه‌ چیز.

آدمه دیگه، تا یه جایی چوب احساساتشو میخوره، از یه جایی به بعد ترجیح میده چوب بی احساس بودنشو بخوره. لااقل کمتر درد داره.

با شناختی که تو این مدت از ترامپ پیدا کردم، اصلاً بعید نیست الان که آمریکا حذف شده بیاد توپ رو برداره بگه بسه دیگه، بقیه‌شو هر کی بره دم خونه خودشون بازی کنه.

رونالدو گریه کنه یا نکنه چه فرقی داره برای تو؟ ایرانی بدبخت تو به حال خودت گریه کن اون سوار بوگاتی موگاتی میشه یادش میره

‏سال اول دبیرستان یه کوله پشتی میگیری خیلی مهمه که چی میگیری چون تا اخرین سال دانشگاه باهاته

‏این کانسپت دالی‌بازی با نینی‌ها زیادی بامزه نیست؟ یعنی چی که فقط کافیه یهو بیای جلوی چشمش و بگی «دالی!» تا از ته دل بخنده ذوق کنه و از خنده ضعف بره

‏یارب؛ یاری تو چنان کند که همه حیران بمانند.

‏و در نهایت برد با کسیه که کمترین اهمیتی به حرف دیگران نمیده.

لباس ترند میشه میرید مثل همونو میگیرید، یه گل ترند میشه میشه میگرید، لوازم ارایش ترند میشه میگیرید و حتی یه تفریح هم ترند میشه میرید سمتش جدا از این که مارو جاری فرضی خودتون در نظر گرفتید یه سوال دارم اذیت نمیشید از این که هیچ سلیقه و علاقه‌ی شخصی ای ندارید؟

Repost from randomshit.
پیاده‌روها رو می‌بینی یادت میاد. آهنگ گوش میدی یادت میاد. میری تو اکسپلور یادت میاد. دوتا خبر می‌خونی یادت میاد. سوار مترو میشی و اسم هر محل رو می‌شنوی یادت میاد. می‌خوای آماده شی بری بیرون یادت میاد. نکنه همزمان با گریه‌های یک مادر، من دارم به خودم می‌رسم؟ نکنه دارم خیانت می‌کنم؟ نکنه دارم فراموششون می‌کنم؟ نکنه دارم طوری زندگی می‌کنم که انگار همه‌چیز عادیه؟ مشکل همینجاست؛ زندگی ادامه داره. هزاران زندگی اون شب متوقف شد، اما این surviving نکبتِ بی‌محتوای ما هنوز داره جلو می‌ره. نمی‌دونم. وقتی به بقیه نگاه می‌کنم، انگار فقط منم که هنوز یادمه. فقط منم که هنوز هر روز اشک می‌ریزم؟ چطور بعضی‌ها طوری رفتار می‌کنن که انگار هیچ‌کس از ما کم نشده؟ انگار هیچ رد خونی روی این شهر باقی نمونده؟ اما اسم‌ها پاک نمی‌شن. عکس‌هاشون از تاریخ پاک نمی‌شه. هرچقدر هم ازشون فرار کنی، باز وسط شلوغ‌ترین روز زندگی جلوت سبز می‌شن و یادت میارن که اونا رفتن تا تو بتونی یه روز تو نقطه‌ی بهتری از زندگی وایسی. و شاید بزرگ‌ترین مسئولیت ما همین باشه که نذاریم فقط چندتا عکس و هشتگ باقی بمونن.

در بهترین سال‌های جوانی ، له‌‌ترین جوانم .

اشک‌هام رو می‌ریزم ولی در آخر با خودم می‌گم همه‌ی قدم‌هایی که تا به الان برداشتم قدم‌های بزرگی بودن. راه افتادم در حالی که نمی‌تونستم به چیزی جز سیم‌خاردارهایی که به پاهام فرو رفته بودن فکر کنم. حتی هنوز هم وقتی سر برمی‌گردونم به جای رد پا رد خون می‌بینم، ولی ادامه می‌دم.