uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

غــرــوـب

غــرــوـب

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
309
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-1430 kun
Postlar arxiv
من هنوز با یادش زندگی می‌کنم، اون حتی اسممو هم یادش نیست.

بخواب نازنینم... این جهان، طوفانِ بی‌پایانی‌ست و ما تنها قایقِ چوبیِ میانِ موج‌ها.

میان تمام صداها، من هنوز دنبال طنینِ نفسِ تو می‌گردم.
+1
میان تمام صداها، من هنوز دنبال طنینِ نفسِ تو می‌گردم.

Repost from ܩߊ‌ܘ🌖💙
و خوش به حال آنکس که "تو" برایش عاشقی کردن را بلد بودی...

« مرا در کودکی شوق دگر بود خیالم زین حوادث بی خبر بود.. » -اعتصامی

خواب دیدم توی دشت از نعنا، روی پاهای تو خوابم برده نمیدونی که همین خواب سبک چه بلایی به سرم آورده...

گفته بودی عاشقِ باران به روی شیشه‌ای چشمِ گریان خودم را عینکی کردم؛ بیا. -علی قهرمانی

بغض اگر بماند، سنگ می‌شود. در گلو، در قلب... و هیچ اشکی توانِ آب کردنش را ندارد.

بعد از او هیچ فصلی نیامد، همان پاییز در من ادامه دارد.

من سوختم، تا تو گرم بمانی.

Repost from 𝑂𝐹𝐹
‏بله، آدم میتونه همزمان که داره برای آینده برنامه‌ریزی میکنه به این فکر کنه که کاش شب بخوابه و صبح بیدار نشه؛)

معلم ادبیات «26» تا میخوامت :)

درد، از میان کلمات می‌گذرد و وانمود می‌کند شعر است.

دیگر نامش را نمی‌برم، اما هنوز نگاهش در جمله‌هایم پنهان است.

_

بعضی رفتن‌ها را نه زمان، نه سرنوشت، که بی‌میلیِ دل‌ها رقم می‌زند.

- دوتا چشمونش منو کشته تیر مژگونش منو کشته لب خندونش منو کشته.

کاش یه صاعقه‌ می‌زد و مغزم رو ریبوت می‌کرد وقتی داشتم خطِ قرمزم رو عقب‌می‌کشیدم.

انگار بعضی حرفا رو مغزِ آدم پین میمونن:)