نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
Kanalga Telegram’da o‘tish
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
284
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
یا بگُدازم چو شمع، یا بکُشَندم به صبح
چاره همین بیش نیست، سوختن و ساختن...
#سعدی
به راه عشق بُردمَت،
به سنگ غم سپردمَت
سبب شدم که بشکنی،
دِلا،
حلال کن مرا.
#والله_مارأینا_حبّاً_بلا_ملامة
یاامیرالمؤمنین...
مفلس، شکسته، دِلْخون، خسته، پَریش، مَحزون
ما عده ای غَریبیم، گَردن بگیر ما را ...
#جنون
#یا_أبانا
با این دهانِ خونشده حالِ جواب نیست
از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!
#حسین_جنتی
بر همچو منی جلوهگریهای تو حیف است
بگذار مرا تا به تمنّای تو میرم...
#فهمی_کاشانیاصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم....
وأعرف أیضًا أن حُبَكِ یستحقُ
أن یعیشَ الإنسانُ له...
میدانم که عشقت شایستهی آن است
که آدمی برایش زندگی کند...
#غسان_كنفانی
يابنَ اَلحَسنْ ؛
أنا
أنتهي بدونك
و أكتملُ معك…
یابْنَ الحَسَنْ؛
من
بی تو
تمام میشوم
و
باتو
تمااام...💙
#میلاد_حضرت_عشق_مبارک...🎊
طی زمان کن ای فلک، مژدهٔ وصل یار را
پاره ای از میان ببر این شب انتظار را
#وحشی_بافقی
عیدتون خیلی مبارک❤️
زِ شرم او نگاهم دست و پا گم کرد، چون طفلی
که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان اُفتد...
#صائب_تبریزی
مژه سوزن رفو کن، نخ او ز تارِ مو کن
که هنوز وصلهی دل، دو سه بخیه کار دارد...
#شهریار
در سرزمینی که داسها
برای رقصِ گندمزار،
دست میزنند!!
در من؛
کشاورزِ دیوانهای،
" محبت " میکارد.
#إحسين_صاين
Repost from N/a
چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ
به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر ...
#سجاد_سامانی
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت...
که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت...
#ریحانه_علیرضائی
به درد عشق رسیدی؛
به آه و ناله بساز!
که این معالجه در
نسخهی مسیحا نیست.....
#حافظدرد ما را نیست درمان....
گویند چرا تو دل بدیشان دادی؟
والله که من ندادم، ایشان بردند.....
#سعدیدین و دل بردند و قصد جان کنند....
گر تو انکار کنی
مستی ما را چه عجب
کافران کفـر شمارند
مُسلمانی را...
(خواجوی کرمانی)
أجسادُنا نوافذُ أحزانُنا غُبارُ...
«تنهامان پنجرهاند وغم هایمان غبار.»
#رعد_بندر
#بیکلام
زندانی امیدم و میدانم این قفس
هرقدر هم بزرگ شود، باز محبس است ....
فاضل نظری
