uz
Feedback
نیلوفرانه | زهرا حاجی پور

نیلوفرانه | زهرا حاجی پور

Kanalga Telegram’da o‘tish

یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب...‌‌ #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
283
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت... که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت...
#ریحانه_علیرضائی

به درد عشق رسیدی؛ به آه و ناله بساز! که این معالجه در نسخه‌ی مسیحا نیست.....
#حافظ
درد ما را نیست درمان....

گویند چرا تو دل بدیشان دادی؟ والله که من ندادم، ایشان بردند.....
#سعدی
دین و دل بردند و قصد جان کنند....

گر تو انکار کنی مستی ما را چه عجب کافران کفـر شمارند مُسلمانی را...
(خواجوی کرمانی)

‏أجسادُنا نوافذُ أحزانُنا غُبارُ... «تن‌هامان پنجره‌اند وغم هایمان غبار.» #رعد_بندر #بیکلام

زندانی امیدم و می‌دانم این قفس هرقدر هم بزرگ شود، باز محبس است .... ‌ فاضل نظری
زندانی امیدم و می‌دانم این قفس هرقدر هم بزرگ شود، باز محبس است .... ‌ فاضل نظری

هرگز نمی‌شود به کسی آشنا دلت، فارغ ز قید مهر و وفایی خوشا دلت.....

‏إننا؛ نكبر بالليل جدًا يا صاح! ما ؛ شب‌ها خیلی بزرگ می‌شویم رفیق!
#عباس_محمود_العقاد

عندما ينبض قلبان لبعضهما البعض القلبان لا ينفصلان ابدًا. «وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد آن دو قلب هرگز جدا شدنی نیستند.» #صنما_بتا_بهارا

Repost from N/a
"ایحبك ما یعبرك..." کسی که تو را دوست دارد، از تو عبور نمی‌کند...
#خضیر_هادی
@najva_zr

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارَت؛ که از دوری ‏برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را. #نشد_که_آینه_باشم

‌‌ ‌ حالِ دلِ صد پارہ ڪہ در نامہ نوشتیم در یار اثر ڪردہ ڪہ ناخواندہ دریده‌ست
#ڪلیم_همدانی

دلم در سینه پیدا نیست، گویی؛ به استقبال زخم تازه رفته‌ است.
#شفایی‌_اصفهانی

سرم هنوز چنان مست بوی آن نفس است که بوی عنبر و گل ره نمی‌برد به مشام
«سعدی»

الرُّوح التي فيها شيءٌ من روحِك تعرف كيفَ تخاطبكَ بِلا كلمات! جانى كه به جانَت بسته است مى‌داند كه چگونه، بدون حتى كلمه‌اى با تو سخن گويد... #جلال_الدين_بلخی

رشک برم کاش قبا بودمی! زان که در اغوش قبا بوده‌ای... ‌ مولانا
رشک برم کاش قبا بودمی! زان که در اغوش قبا بوده‌ای... ‌ مولانا

‏يتغير الانسان كثيراً، حين يتأذى قلبه! انسان زمانی که قلبش آسیب می‌بیند، خیلی تغییر میکند...

‏" الكلمة الجارحه كطرقك للمسمار في الخشب .. والاعتذار كنزعك المسمار من ذلك الخشب .. لكن هل تزول تلك الحفرة التي أحدثها مسمار؟ زخم زبان زدن، مانند کوبیدن میخ به چوب است. و عذرخواهی مثل بیرون کشیدن میخ از آن چوب است. اما آیا آن سوراخی که میخ ایجاد کرده است از بین خواهد رفت؟

گفتم از دستِ غمت سر به جهان در بِنَهم نتوانم که به هر جا بروم در نظری ...
#سعدی