“پناه”
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای پناه بردن از شلوغی.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
557
Obunachilar
-324 soatlar
+97 kunlar
+4430 kunlar
Postlar arxiv
558
Mary and the witch's flowers | مارى و گل جادوگر
⚠️ توجه: این ویدیو تا 30 ثانیه دیگه بهصورت خودکار پاک میشه!
همین حالا اون رو به «پیامهای ذخیرهشده» (Saved Messages) خودت فوروارد کن تا همیشه داشته باشیش. ↪️
558
#پاستا 🍴💁🏻♀️
یه تابه گنده و جادار برمیدارم، توش کره میریزم تا حسابی گرم بشه. بعد تکههای مرغ خرد شده رو میندازم تو تابه و با نمک، فلفل و آویشنِ تفتشون میدم. هی هم میزنم تا مرغها طلایی و خوشرنگ بشن و خوب مغزپخت بشن.
بعد قارچهای ورقهشده و سیر رندهشده رو میریزم پیش مرغا سیر زیاد زیاد نریزید در حد دو سه حبه که بیشترش بوش دل و میزنه بجاش پودر سیر بریزید دوباره تفتشون بدید قارچا اولش یکم آب میندازن، ولی هی تفت میدم تا اون آب قشنگ کشیده بشه و دوباره خشک بشن.
برای سسشم شیر و خامه رو با هم قاطی میکنم و یه همِ مشتی میزنم، بعد میریزمشون توی تابه. شعله رو کم کم میکنم و اجازه میدم با حوصله قل بخوره و غلیظ بشه. حالا پنیر پارمزان رو تو این مرحله اضافه میکنم و هم میزنم .
مرحله آخرم
پاستاهایی که آبکش کردم رو میندازم توی این سسه خوب هم میزنم تا پاستاها قشنگ غرق سس بشن مزشو تو این مرحله میچشم و به مقدار کافی نمک و فلفل اضافه میکنم یه ۳ تا ۵ دقیقه هم صبر میکنم تا پاستا طعم سس رو قشنگ به خوردش بکشه اخر سر هم اگه داشتم که امروز نداشتم یکم جعفری خردشده میپاشم روش که هم خوشگل بشه و هم عطرش آدم رو مست کنه.
کنارشم میتونید لیمو تازه سرو کنید🍋🟩👩🏻🍳🍽️
558
صبح بیدار شدم نگاه به گوشی انداختم؛ دیدم بازم غم مردم ریخته توی اکسپلور. انقدری دلم گرفت که یادم رفت امتحان دارم. نشستم یک دل سیر گریه کردم راستش دیگه کم آوردیم. انگار این روزا، غم همه، باری شده روی دوش تکتک ما که بلند کردنش هر روز سختتر میشه.
