uz
Feedback
سازِ نوروز

سازِ نوروز

Kanalga Telegram’da o‘tish

سازِ نوروز محملی‌ست برای موسیقی کلاسیک ایران میلاد دیلم صالحی؛ کارشناس ارشد موسیقی، معلم و نوازنده‌ی تار و سه‌تار http://instagram.com/miladdeylamsalehi

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
210
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+230 kun
Postlar arxiv
تحلیل ساز و آوازِ ابوعطا و بیات کرد وزنِ شعر: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن مگر نسیم ِ سحر بوی زلف یارِ من است که راحت ِ دلِ رنجورِ بی‌قرارِ من است (درآمد) به خواب ِ خوش نرود چشم ِ بخت ِ من همه عمر گرش به خواب ببینم‌ که در کنارِ من است (درآمد) اگر معاینه بینم که قصد ِ جان دارد به جان مضایقه با دوستان نه کارِ من است (حجاز) حقیقت آن که نه در خورد ِ اوست جانِ عزیز ولیک در خورِ امکان و اقتدارِ من است (حجاز و فرود) اگر معاینه بینم که قصد ِ جان دارد به جان مضایقه با دوستان نه کارِ من است (بیات کرد) حقیقت آن‌که نه در خورد ِ اوست جانِ عزیز ولیک در خورِ امکان و اقتدارِ من است (بیات کرد) ستم‌گرا دلِ سعدی بسوخت در طلب‌ات دل‌ات نسوخت که مسکین امیدوارِ من است. (درآمد) سعدی https://t.me/saznorooz

ساز و آواز آواز ابوعطا و بیات کرد شعر: سعدی آواز: محسن کرامتی تار: داریوش طلایی تنبک: مجید خلج از اجرایی در فرانسه مدت اجرا: ۱۴:۳۶ 🔴 قمر الملوک وزیری پیش‌تر این غزل سعدی را در آواز ابوعطا اجرا کرده بود. https://t.me/saznorooz

سوگ‌وارانِ تو امروز خموش‌اند همه که دهان‌های وقاحت به خروش‌اند همه گر خموشانه به سوگ ِ تو نشستند، رَواست ز آن‌که وحشت‌زده‌ی حَشرِ وُحوش‌اند همه آه از اين قوم ِ ريايى که در اين شهرِ دو روی روزها شحنه و شب؛ باده‌فروش‌اند همه باغ را اين تب ِ روحى به کجا بُرد که باز قمريان از همه سو خانه‌به‌دوش‌اند همه ای هر آن قطره، ز آفاقِ هر آن اَبر، ببار! بيشه و باغ به آوازِ تو گوش‌اند همه گرچه شد مِی‌کده‌ها بسته و ياران امروز مُهر بر لب زده و از نعره خموش‌اند همه به وفای تو که رندانِ بلاکش فردا جز به ياد ِ تو و نام ِ تو ننوش‌اند همه. محمدرضا شفیعی کدکنی https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ سوگ‌وارانِ خموش آواز بیات اصفهان شعر: محمدرضا شفیعی کدکنی آهنگ و سرپرست گروه: پژمان طاهری آواز علی‌رضا قربانی از آلبوم سوگ‌وارانِ خموش https://t.me/saznorooz

مُشت می‌کوبم بر در پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها من دچارِ خفقان‌ام، خفقان! من به تنگ آمده‌ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم: آی! با شما هستم این درها را باز کنید من به دنبال فضایی می‌گردم: لب ِ بامی، سرِ کوهی، دلِ صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم. آه! می‌خواهم فریاد ِ بلندی بکشم که صدای‌ام به شما هم برسد من هوارم را سر خواهم داد چاره‌ی درد مرا باید این داد کند از شما «خفته‌ی چند» چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟ فریدون مشیری https://t.me/saznorooz

آوازِ فریاد (بر روی قطعه‌ی ترکمن) دستگاه راست‌پنجگاه (گوشه‌ی عراق) شعر: فریدون مشیری آواز محمدرضا شجریان آهنگ و تار: حسین علیزاده کمانچه: کیهان کلهر تنبک: همایون شجریان از آلبوم ِ فریاد ⚫ قطعه‌ی "ترکمن" اثر جاودانه‌ی حسین علیزاده در فضای کلی خودش در گوشه‌ی عراق دستگاه‌های راست‌پنجگاه و ماهور سیر می‌کند، امّا اشاراتی ظریف به فضای آواز بیات اصفهان (که در طبیعت گوشه‌ی عراق است) و دستگاه شور هم دارد. از طرفی شجریان آوازِ خود را در همین گوشه‌ی عراق می‌خواند با اشاراتی طبیعی و گذرا به بیات اصفهان. https://t.me/saznorooz

چه‌ها که بر سرِ ما رفت و کس نزد آهی به مردمی که جهان سخت ناجوان‌مردست. امیر هوشنگ ابتهاج https://t.me/saznorooz

تک‌نوازی دستگاه شور تار: فرهنگ شریف تنبک: ؟ https://t.me/saznorooz

جواد آذر، شاعر و خوش‌نویس (۱۳۸۰-۱۳۱۰) https://t.me/saznorooz
جواد آذر، شاعر و خوش‌نویس (۱۳۸۰-۱۳۱۰) https://t.me/saznorooz

تا دورِ چشم ِ مست او جای می از نای سبو خون کرده در پیمانه‌ها بشنو ز سازِ قصه‌گو سوزِ دلِ من مو به مو در پرده‌ی افسانه‌ها بشنو ناله‌ی درد، که از دل خیزد شاید زین ناله، خونین اشک‌ات بر رخ ریزد خدا را، کی این شام غم را سحر از پی در نیاید چه سازم، صبوری ما را ظفر از پی بر نیاید تا کی ناله، تا کی مویه برخیز ای ره‌نشین، گامی از کفر و دین نِه فراتر برخیز با خیلِ مستان چو مِی خاموش و جوشان بنشین با مِی‌پرستان به دور از خودفروشان مگر از زندگانی، مراد ِ دل ستانی مراد ِ دل‌ ستانی، مگر از زندگانی که گردون ، به افسون چو بستیزد نهد از جام ِ جم افسانه‌ای در روزگاران بیا خودکامه‌گی از سر بِنه چون جام ِ مِی در بزم ِ یاران در دِه ساقی، زان مِی جامی تا برگیرد از من خودکامی. جواد آذر https://t.me/saznorooz

تصنیف ساز قصّه‌گو دستگاه سه‌گاه شعر: جواد آذر آهنگ و سرپرست گروه: فرامز پایور آواز: محمدرضا شجریان اجرای گروه پایور https://t.me/saznorooz

ندانی ز مرغان چرا مرغِ شب ز هستی نشانی جز آواش نیست؟ بنالد به بستان شبانِ دراز تو گویی که اُمید ِ فرداش نیست مر او را یکی آسمانی نواست اگر چهره‌ی مجلس‌آراش نیست به گمنامی اندر زیَد وز جهان جز آزاده ماندن تمنّاش نیست چه غم گر نداند یکی نغمه بیش که در دلکشی هیچ هم‌تاش نیست من و مرغِ شب را گر این آرزوست کسی را به ما جای پرخاش نیست. لطف‌‌علی صورت‌گر https://t.me/saznorooz

لطف‌الله مجد، نوازنده‌ی تار (۱۳۵۷-۱۲۹۶) https://t.me/saznorooz
لطف‌الله مجد، نوازنده‌ی تار (۱۳۵۷-۱۲۹۶) https://t.me/saznorooz

تک‌نوازی آواز دشتی تار: لطف‌الله مجد https://t.me/saznorooz

آروین صداقت کیش، موسیقی‌دان، نویسنده و منتقد موسیقی (۱۳۵۳) https://t.me/saznorooz
آروین صداقت کیش، موسیقی‌دان، نویسنده و منتقد موسیقی (۱۳۵۳) https://t.me/saznorooz

در این کتاب با تاریخ، فرم و چگونگی و چیستی این موسیقی آشنا می‌شویم. گرچه صفحات کتاب به عدد ۱۷۵ می‌رسد و تقریباً این عدد نشان از کتاب مفصلی نمی‌دهد؛ امّا اهمیت، کاربردی‌بودن و درجه‌ی تاثیر آن تا بدان‌جایی‌ست که ساختار و چارچوب ِ کتاب می‌تواند نمونه‌ای برای نوشتن در چنین زمینه‌هایی باشد. این کتاب را انتشارات "بی‌گاه" به چاپ رسانده که چاپ اول آن به سال ۱۴۰۴ خورشیدی است. مطالعه‌ی این کتاب را شخصاً به همه‌ی علاقمندان موسیقی کلاسیک ایرانی توصیه می‌کنم و این کتاب در کم‌ترین تاثیرش یک گام شما را به پیش می‌برد. بخش دوم https://t.me/saznorooz

کتاب ِ "موسیقی کلاسیک ایرانی" نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش است. اهمیت این کتاب که به تازگی به چاپ رسیده، در چیست؟ این اثر چکیده‌ای‌ست که نویسنده بر اساس ِ اسناد، مقالات، کتاب‌ها و پژوهش‌های که در حوزه‌ی موسیقی ایران به انجام رسیده، به علاوه‌ی تجربه و فهم شخصی‌ (به عنوان موسیقی‌دان و موسیقی‌شناس)، ساختمان آن را بنا کرده است. کتاب روشی علمی و بدون غرض را در پیش گرفته و سعی می‌کند در اکثر مواقع به فهم ِ عینی از اصطلاحات، پدیده‌ها و تاریخِ موسیقی ایرانی برسد و در همین راستا با قلمی ساده‌ و روان، برداشت ِ موشکافانه‌ی خود را به خواننده منتقل می‌کند. با یک بررسی کوتاه از فصل‌های کتاب، بهتر می‌توان از مهم‌بودن‌اش سخن گفت: - مقدمه - سنتی، اصیل یا کلاسیک (موسیقی کلاسیک ایرانی یعنی چه؟) - جایگاه اجرای موسیقی (موسیقی کلاسیک ایرانی کجا اجرا می‌شود؟) - جایگاه موسیقی‌دان (موسیقی‌دانان کلاسیک ایرانی چه وضعیت اجتماعی و اقتصادی‌ای داشته‌اند یا دارند؟) - کارگان (چه چیزی در موسیقی کلاسیک ایرانی اجرا می‌شود؟) - ارتباط با دیگران (موسیقی کلاسیک ایرانی با گونه‌های دیگر موسیقی چه ربطی دارد؟) - آموزش (موسیقی کلاسیک ایرانی چطور تعلیم داده می‌شود؟) - تاریخ بسیار مختصر (موسیقی کلاسیک چه سرگذشتی داشته است؟) - زیبایی‌شناسی (چه چیزی در موسیقی کلاسیک ایرانی بر دریافت‌کننده اثر می‌گذارد و چگونه؟) - حال و آینده (وضع موسیقی کلاسیک ایرانی چگونه است و چه خواهد شد؟) ویژگی برجسته‌ی این اثر در طرح‌ِ مسائلی‌ست که پیش‌تر تنها در محافلِ خصوصی و دانشگاهی مورد بحث بوده و ما به اِزایی برای عموم (علاقمندان به موسیقی یا غیرحرفه‌ای‌ها در موسیقی) نداشته و از این جهت به زبانی عینی‌ (و قابلِ فهم) ارائه نشده بود. در این کتاب به پرسش‌ها، پاسخ‌های روشنی داده شده، هرچند گاهی مسائلِ غامضی هم وجود دارد که صرفاً آغاز بحث شده و ماهیت این مساله‌ها بررسی و تجربه‌ی بیش‌تر خواننده‌ی کتاب را می‌طلبد. به چند نمونه دقت کنید: این موسیقی سنتی‌ست، اصیل است یا کلاسیک و بالاخره باید آن را چه نامید؟! ارتباط این موسیقی با زبانِ فارسی (شعر کلاسیک فارسی) چیست؟ به چه دلیلی موسیقی در ایران و حتی برخی از هنرها تابعیتی از شعر کلاسیک فارسی دارد؟ چرا این موسیقی جوان است؟ و چرا عده‌ای این موسیقی را به گذشته‌ی تاریخی ایران گره می‌زنند؟ و اینکه اساساً چه ارتباطی با موسیقی فولکلور (بومی) ایران دارد؟ چرا این موسیقی در ادوار تاریخی دچار خاموشی و نابودی شده است؟ شان موسیقی و موسیقی‌دان در روند تاریخی‌اش چه بوده؟ چرا درویش‌خان، عارف قزوینی، علی‌نقی وزیری به عنوان فیگورهای تاریخی این موسیقی اهمیت دارند؟ نقش ِ محفل، رادیو، تلویزیون و کنسرت در این موسیقی چه بوده است؟ و ده‌ها سوال کلیدی دیگر. بخش اول https://t.me/saznorooz

معرفی کتاب موسیقی کلاسیک ایرانی آروین صداقت‌کیش نشر بی‌گاه https://t.me/saznorooz
معرفی کتاب موسیقی کلاسیک ایرانی آروین صداقت‌کیش نشر بی‌گاه https://t.me/saznorooz

بُوَد مه‌ چون سفینه‌ی زرد به دریای فلک شناور ز سو‌ی خاور در این سیه دریا محیط ِ توفان‌زا غریقِ خسته را مانَد ستاره‌ی زیبا به دامانِ فلک ای مه‌ گهی پیدا، گهی پنهان چه دل‌‌آرا، چه فریبا عروس ِ شب مانند ِ پری، بَرَد دل‌ از انسان چو خیالت‌ ای مه‌ ِ من بر دل‌ِ ما گُذرد ز سِرم از ژاله‌ی غم موجِ بلا گذرد ای کشتی آمالِ من ای بی‌‌خبر از حالِ من کجایی، کجایی، کجایی تو؟ چرا ‌ای مه‌ از من جدایی تو؟ که بی‌ تو‌ ای مونس ِ جان‌ام به شام ِ هجران بشد، ز کف، تاب و توانم به لب آمد جان بده نجات از موجِ غم‌ات که می‌کند توفان شب ِ سیاه هست و دل‌ام بود در این ورطه‌ی غم بی‌ تو، بی‌ تو بگو ماه ِ من چه کنم؟ بگو، ماه ِ من، چه کنم؟ علی صارمی https://t.me/saznorooz

تصنیف ِ شب آواز بیات اصفهان شعر: علی صارمی آهنگ: محمود تاج‌بخش آواز: غلام‌حسین بنان ⚫ به یاد ِ رفتگانِ بی‌برگشت... https://t.me/saznorooz