[gone with the sin]
Kanalga Telegram’da o‘tish
359
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
کلا جان لنون با مادرش رابطه خیلی پیچیده ای داشت،و وقتی فقط هفده سالش بود جولیا توی تصادف کشتهشد
این جمله به رابطهی واقعی جان و جولیا خیلی نزدیکه.. جولیا مادر جان بود و دوستش داشت، اما جان عملاً پیش خالش بزرگ شد. بنابراین از نگاه یک بچه، مسئله فقط این نیست که مامانم دوستم داشت یا نه.
مسئله اینه که چرا مامانم کنار من نیست؟
و دقیقاً از همین احساس محرومیت حرف میزنه.
احتمالا ندونید ولی مادر جان اون رو بزرگ نکرد بلکه خالش بود که جان رو بزرگ کرد و ساز زدن یادش داد،چون خیلی آدم هنری ای بود.
اول آهنگ با یه جملهی خیلی ساده شروع میشه که میگه من
مادر،تو من رو داشتی ولی من هیچوقت نداشتمت.
دردش اینه که جان نمیگه
تو مادر بدی بودی.
انگار داره میگه من به تو احتیاج داشتم، ولی چیزی که احتیاج داشتم رو ازت نگرفتم هیچوقت
