uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

the ophelia urge to go insane.

the ophelia urge to go insane.

Kanalga Telegram’da o‘tish

🪔 women, life, freedom. t.me/HidenChat_Bot?start=1876171714

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
546
Obunachilar
-124 soatlar
+217 kun
+6830 kun
Postlar arxiv
زنده شدن. جوانه زدن. ز زیر خاک گریختن. درست مانند بهار. امروز بهار در تمام وجود من جوانه زد و من زنده شدم. تجربه‌ای شیرین، تجربه‌ای دلنشین. امروز نفس کشیدم و سرخوش بودم از زیستن! گویی درخت خسته از سرمای زمستان، با شاخه های سخت و فرسوده، برگ هایی سبز و تازه به بار آورده. درست مانند من. اکنون زنده‌ام، جوانه زده‌ام، پس از زمستانی سخت سر از زیر خاک درآورده و نسیم بهاری را روی چهره خود خوش‌آمد گفته‌ام. پس می‌گویم؛ زنده‌باد زندگی!

+1
1|1 - Dance Me to the End of Love - Leonard Cohen (320).mp310.81 MB

امروز پر از شادی‌ها و غم‌های کوچک بود. درست مانند زندگی. صبح ساعت ۴ بود که با صدای باران که به پنجره می‌خورد بیدار شدم، و فهمیدم امروز روز بارانی‌ایست. قهوه صبحم را در فنجان جدیدی که پدرم اخیرا خریده بود خوردم، مزه‌ای که هرچیزی در “اولین‌بار” اش دارد را هیچ‌وقت دیگری ندارد. بعد از ان دچار غم شدم، که چرا من. اما خب، کمی گذشت و یادم افتاد دلم برای یکی از آهنگای عزیزم تنگ شده، پس آهنگ بارانیِ آبی معروف را گوش کردم و همزمان باران دوباره شروع به باریدن کرد. پس آهنگ امروز همینه. حاضر شدم برای بیرون رفتن با خواهرم، باید رنگ و بوم می‌خریدم برای تابلو جدیدم. قبل از رفتن بود که مادرم گفت چتر بردارم، نمی‌خواستم بردارم چون از خیس شدن زیر باران بسیار لذت می‌برم، اما قبول کردم و موقع برگشت بود که فهمیدم کار درستی کردم. وقتی پیاده داشتیم می‌رفتیم، دچار غم بزرگی شدم. حرف های تلخی زده شد که همیشه از انها فرار می‌کنم. اما پذیرفتم، به آهنگ روزم گوش دادم و پذیرفتم. زیر چتر بودم که به خودم گفتم “تهش همینه.” بعد از لذت خرید رنگی‌جات بهره‌مند شدم و چتر چتر چتر. زیر باران در خیابان های مورد علاقه‌ام از شهر قدم زدیم تا به کافه موردنظر برسیم. میشه گفت پاتوق، شایدم نه، مهم نیست. اما حس امنی میدهد. در راه به تمام آدم هایی که در طول سال‌ها در این خیابان های قدیمی زندگی کردند و شاید حس های مشترکی با من را تجربه کردند را تصور کردم، لبخند زدم. رسیدیم به کافه و از سرمای بیرون به گرمای انجا پناه بردیم. بوی قهوه، آخ. کتاب خواندیم، گفتیم، خندیدیم و موقع برگشت dance me to the end of love پلی شد، باعث شد لبخند بزنم و مانند دیوانه ها زیر باران در پیاده راهی که به خانه ختم می‌شد، بچرخم و در ذهن خود برقصم. تردید کردم، که بچرخم یا نه، اما ته دلم گفتم “زندگی دو روزه!!” و چرخیدم و چرخیدم همراه آهنگم رقصیدم. به یکی از درخت های پیاده‌راه دست دادم و موقع رسیدن به خانه خواستم برای خود گل بگیرم، که گفتم بگذار شادی روز دیگری باشد. اکنون به اندازه، شادم.

Francisco_Tárrega_s_Tango_Maria_by_Pepe_Romero_on_an_1864_Anto.m4a2.90 MB

امروز رفتم پشت‌بام. جایی که انگار یک قدم از آدما دور، و یک قدم به آسمان نزدیک تر بود. ابر هارو تماشا کردم، نور رو. نشستم روی زمین، می‌خواستم کتاب بخونم، اما آسمان انقدر زیبا بود که دلم نمی‌خواست حتی یک لحظه چشمم رو ازش بکنم. تانگوِ تاراگا رو پلی کردم و دوباره زل زدم به آسمان. و ایندفعه توجهم به پرستوهایی که باهم توی آسمون پرواز می‌کردند بیشتر جلب شد، انگاری که با تانگو همراهی میکردند، باهم می‌رقصیدند. به اوج که می‌رسید، از بین ابرها چرخ می‌زدن و از بالای سرم رد می‌شدن. از دور حتی آدم ها، حتی ماشین هاهم انگار که داشتند با تانگو همراهی می‌کردند.و حتی باد. خیلی بنظرم شگفت انگیز بود. و با خودم زیر لب گفتم “شاید زندگی همینه.” و بله. هست.

+1
1|8 - What He Wrote - Laura Marling (320).mp39.57 MB

آدم های درست زندگی رو شیرین‌تر میکنن.

باد میان تار موهایم نور بر روی غصه‌هایم آبی آسمان پر از نور امید سبزی برگان درختان بید تا نفسی هست باید زیست زندگی هست زمان هست باید بود و نفس کشید — کا

و تو رها خواهی شد در بیغوله‌ای بیگانه در سکوت شب ؛ گویی تنها همدم تو کورسویی ز ماه است و دیوارِ خانه. — کا

— اصالت ، قهوه تلخ ، شب‌مهتاب ، قصه‌ها ، زمزمه‌زیرلب و جریان زندگی.

[ روز / ۰۵.۱.۲۹ - گل میخری برام؟ تو خودت گلی - روزتون مبارک - آسونه من تمومشون کردم، البته در طول هفته تمرین کردمش - بریم وی؟ - هوا بهاری شده سوار گاری شده - میشه یبار خودتون بزنیدش؟ خب من الان احساس جوک بودن دارم. - خوب پیش میریم؟ - عه، جامونو گرفتن که. جلو شیشه بشینیم. - چرا تا الان اینجارو امتحان نکرده بودیم؟ - شبش بهتره تازه. - هرجا بریم باهم میریم، ما باید باهم باشیم . - باورم نمی‌شه دو ساعت کامل فک زدیم، بدون مکث. - به چه قیمتی؟ - بزار لاقل دو سطر ژورنال بنویسم بعد بریم، نمیخوام برم. - بولوت بزرگ شده (نه) - ذوق دارم واسه ترک جدید، بسه دیگه خسته شدم. ]

+1
1|10 - La Javanaise - Madeleine Peyroux (320).mp39.67 MB

1|16_2_Aquarelles_No_1_Lento,_ma_non_troppo_Bournemouth_Sinfonietta.mp35.74 MB

باروبندیل.
باروبندیل.