ܥِِِِ݆ܭߊܩܘ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᏂᎧᏕᏕᏋᎥᏁ👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-gjhjiffbea Arash👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-icjbbejjhc he𐙚 👇🏻 t.me/HidenChat_Bot?start=6371686804
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
193
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-74430 kun
Postlar arxiv
193
کهکشان غزلم باشی و من هم زحلت
مشتری باش که سودی برسد از قبلت
آنقدر خوب و لطیفی که شده در همه جا
پخش آن شیوه ی رندانه ی ضرب المثلت
بی نظیری و ندیدم به جهان مثل تو را
باید اکنون به تو گفتن که نباشد بدلت
مات و مبهوت توام سمبل خوبی و وفا
دیگران حرف زنند از تو بماند عملت
نوش و نیشت به هم آمیخته حیران ماندم
هم نمک ریزد و هم شهد لب پر عسلت
من قسم داده ام این چشم و قدم هایم را
نرود راه و نبیند بشود کور و شلت
ما که ماندیم در این قافیه ی شعر اکنون
تا به کی جور کنم واژه به بحر رملت
اوج معنی و مضامین نکوی شعری
بس کن این بازی اوزان و فعولن فعلت
﴿صدیقه پناهنده﴾
193
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است...
دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟!
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم
نامحرم من، محرمی و کار تمام است
﴿رهی معیری﴾
193
گفتم فراق را به صبوری دوا کنم
صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟
بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور
گر بوسه بر لبش بگذارم چه ها کنم
گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد
کی قول دادهام که بخواهم وفا کنم؟
بیم فراق دارم و باید به شوق وصل
شب تا سحر نماز بخوانم دعا کنم
اشکی نماندهاست که جاری کنم ز چشم
جانی نماندهاست که دیگر فدا کنم
193
اینکه باشم یا نباشم فرق چندانی نداشت
مثل “واو” واژهٔ خواناست، ناخوانا دلم
﴿ترانه جامهبزرگی﴾
193
آنکه عاشق بود در سوز و گداز شمع سوخت
داستان عشق را پروانه ای دیگر نوشت...
﴿سعید پورطهماسبی﴾
193
شبی دوباره و ای کاش های تکراری
فدای چشم قشنگت هنوز بیداری؟
عزیز من نکند شرط بسته ای با خود
تمام پنجره ها را ستاره بشماری؟
چقدر مانده به اتمام این شب تاریک
چقدر مانده که دست از سکوت برداری؟
دوباره حرف بزن خوبِ من نمی خواهد
که احترام سکوت مرا نگهداری
تمام طول شب این بود فکرِ عاشق تو
که مثل آن همه دیروز دوستش داری؟
تمام طول شب این بود حرف چشمانت
که آی عاشقِ دیووانه با توام ، آری
هزار سال از آن صبح عاشقانه گذشت
و تو هنوز به احساس من وفاداری
تو هیچ فرق نکردی هنوز شیرینی
هنوز شکل همون روز های دیداری
دوباره با تو بهار و دوباره بی تو خزان
حکایت من و تقویم های دیواری...
﴿احسان_افشاری﴾
193
مرحبا همت قومی كه چو دلبر گیرند
به جز از دلبر خود از همه دل بر گیرند
چشم از دار فنا بسته بدان فكر و خیال
كه به اقلیم وفا زندگی از سر گیرند
﴿عباس حسینی﴾
